محفل ادبی {دیالوگ‌‌های دلنشین}

  • ۸۷. «هر بار اسمت را می‌شنوم، جهان مکث می‌کند.»


 
  • ۸۸. «دنیا کوچک است، اما نبودنت بی‌نهایت.»


 
  • ۸۸. «دنیا کوچک است، اما نبودنت بی‌نهایت.»


 
  • ۹۰. «آرامش یعنی دست‌هایی که نترسانند.»


 
  • ۹۱. «به نبودنت عادت نکرده‌ام؛ فقط مقاومت می‌کنم.»


 
  • ۹۲. «کاش می‌دانستی چقدر نبودنت پیداست.»


 
  • ۹۳. «هیچ‌کس جای تو را نمی‌گیرد؛ حتی خودم.»


 
  • ۹۴. «گاهی می‌روم؛ نه برای دور شدن… برای پیدا کردن خودم.»


 
  • ۹۵. «من از تو نگذشته‌ام؛ فقط سکوت کرده‌ام.»


 
  • ۹۶. «تو دلیلِ ساده‌ی خوب شدنِ روزهای منی.»


 
عقب
بالا پایین