محفل ادبی {دیالوگ‌‌های دلنشین}

– «اگه انتخاب دوباره‌ای باشه چی؟»
– «بازم تو. حتی اگه دنیا همون اشتباه قبلی رو تکرار کنه.»
 
– «آدم وقتی عاشق میشه که بفهمه یه نفر هست… که نگاهش از گذشته‌ت نمی‌ترسه.»
– «چون خودش می‌خواد آینده‌ت باشه.»
 
– «عشق منو آرام نمی‌کنه… یادم میندازه هنوز برای چیزی می‌لرزم.»
– «لرزیدن یعنی زنده بودنت رو فراموش نکردی.»
 
– «تو تنها آدمی هستی که حضورش سکوت رو پر می‌کنه، نه سنگین‌تر.»
– «چون حرف‌هام توی چشمات گفته می‌شن.»
 
– «گفتی حقیقت آزادت می‌کنه.»
– «آره… ولی نگفتم قبلش تیکه‌تیکه‌ت می‌کنه.»
 
– «آدم‌ها از تاریکی نمی‌ترسن… از چیزی می‌ترسن که تاریکی درباره‌شون آشکار می‌کنه.»
– «و تو… از خودت بیشتر از من می‌ترسی.»
 
– «چرا هر بار می‌بینمت، انگار زمان مکث می‌کنه؟»
– «شاید چون قلبت قبل از عقل تصمیم می‌گیره.»
 
عقب
بالا پایین