خسرو شکیبایی یه دیالوگ داره که میگه :
«نمی دونم کی بود چی چی بود
که یهو دوید تو زندگیم با اون چشاش
آخ چشاش ... چشاش... آتیشم زد»
آدم تا سرش نیومده باشه نمیفهمه چی میگه
ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم!
بگذار بگویند غیرمنطقی یا غیراجتماعی هستیم؛
اما به این میارزد که خودمان باشیم.
تا زمانی که رفتار ما و تصمیمهای ما به کسی آسیبی نمیزند
ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم؛
چقدر زندگیها که با این توضیح خواستنها و تلاشهای بیهوده برای قانع کردنِ دیگران بر باد رفتهاند.
📚هنر عشق ورزیدن:
اریك فروم
قاضی: تو فکر کردی با این اداها میتونی از زیر عدالت فرار کنی؟ متهم: عدالت شما؟ عدالت شما فقط اسم روی یک طناب دار است که برای گردن ما بافتهاید؛ من فقط زودتر رسیدم