محفل ادبی {دیالوگ‌‌های دلنشین}

  • ۳۷. «نیامدی… اما من هزار بار آمدنت را تمرین کرده‌ام.»


 
  • ۳۸. «عشق یعنی ترس‌های کوچک را کنار کسی جا گذاشتن.»


 
  • ۳۹. «من از نبودنت زندگی کردم، اما از بودنت زنده شدم.»


 
  • ۴۰. «تو را باور می‌کنم؛ حتی وقتی جهان نمی‌کند.»


 
  • ۴۱. «می‌پرسی چه کنم؟ همین که باشی کافی‌ست.»


 
  • ۴۲. «قرار نبود این‌گونه دلتنگ شوم، اما شد…»


 
  • ۴۳. «گاهی، نرسیدن قسمت نیست؛ انتخاب است.»


 
  • ۴۴. «کمی مهربان‌تر بودن، از کسی کم نمی‌کند.»


 
  • ۴۵. «آدم‌ها را ببخش، اما نه آن‌قدر که دوباره بشکنندت.»


 

  • ۴۵. «آدم‌ها را ببخش، اما نه آن‌قدر که دوباره بشکنندت.»


 
عقب
بالا پایین