محفل ادبی {دیالوگ‌‌های دلنشین}

  • ۲۰۸. «هر دانشی که تو را از خودت دور کند، جهل است؛ و هر جهلی که تو را به خودت نزدیک کند، دانایی.» 🧭


 
در حیاط خانه‌مان باغچه‌ای هست
که گل‌هایش با هر انفجار
بیشتر به خاک دل می‌بندند .

ــ مهشید تمسکی
 
  • ۲۰۹. «جهان، نه آن‌گونه که می‌بینی، بلکه آن‌گونه که «هستی» تجربه می‌شود.» 👁️


 
در من چیزی کم بود و در این زندگانی هم چیزی کج بود.
میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند. ما دیر آمدیم یا زود هرچه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می‌گذرد

📚اکتاب_کلیدر |نوشته‌ی
#محمود_دولت‌آبادی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
  • ۲۰۹. «جهان، نه آن‌گونه که می‌بینی، بلکه آن‌گونه که «هستی» تجربه می‌شود.» 👁️


 
  • ۲۱۱. «شادیِ حقیقی، نه از داشتن، که از رهاییِ خویشتن است.» 🕊️


 
  • ۲۱۲. «انسان، نه خالقِ سرنوشت، که هم‌نوازِ آن است.» 🎻


 
  • ۲۱۳. «ترس، سایه‌ی دیواری است که خود ساخته‌ایم؛ و کلیدش در دستِ دل است.» 🔑


 
  • ۲۱۴. «هر قدمی که برمی‌داری، مسیری جدید می‌آفریند؛ حتی اگر به عقب بازگردی.» 👣


 
  • ۲۱۵. «عشق، نه پیوندِ دو تن، که یگانگیِ یک وجود است در دو کالبد.» 💞


 
عقب
بالا پایین