محفل ادبی {دیالوگ‌‌های دلنشین}

چون خسته‌ام…
نه از آدم‌ها؛ از توضیح دادن.
لبخند می‌زنم که کسی بوی زخمم را نگیرد،
حرف نمی‌زنم چون کسی نمی‌شنود،
چشم می‌دزدم چون حقیقت از نگاه آدم‌ها دور افتاده،
و سکوت…
سکوت تنها جایی‌ست که هنوز قضاوت نمی‌کند
 
  • ۲۲۲. «انسان، نه اندیشه‌ای که فکر می‌کند، بلکه سکوتی است که می‌شنود.» 🤫


 
مرا تا جان بود جانان تو باشی
ز جان خوش تر چه باشد؟ آن تو باشی :)
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
  • ۲۲۳. «حقیقت، نه آشکار، بلکه نهان است؛ و آشکار کردنش، سفر به درون است.» 💎


 
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود ؟

- شیخ بهایی -
 
  • ۲۲۴. «شک، اولین گامِ یقین است؛ و یقین، آخرین گامِ شک.» 🤔


 
  • ۲۲۵. «آنچه «کمال» می‌نامیم، جز پذیرشِ تمامِ نقص‌های خویش نیست.» ✅


 
  • ۲۲۶. «زندگی، نه یک خطِ مستقیم، که دایره‌ای است که در هر چرخش، معنایی تازه می‌یابد.» ⭕


 
- در نهایت، سکوت نه شکست بود نه پذیرش، فقط پایان گفتگو با جهانی بود که هیچوقت گوش نمی‌داد .
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
  • ۲۲۷. «انسان، نه محدود به زمان، که تجلیِ جاودانگی در لحظه است.» ♾️


 
عقب
بالا پایین