داستان کوتاه آسِمان شب
نویسنده: سارا سجادیان ( @آسِمان؛ )
ویراستار: @RAIDEN
ژانر: عاشقانه، روانشناختی، تراژدی
خلاصه: دیدهی بستهام را باز میکنم، جز تاریکی چیزی نمیبینم. چشمهایم نابینا شده یا گرههای دلم کور؟ میان امواج پرتلاطم دریای ذهن و طوفان ناتمام دل، آیا جایی برای آرام گرفتن هست؟ هنوز میشود از سیلیای که نسیم نفرت بر گونههایم میزند در امان بود؟
میشود به چشمکهای معنادار ستارهها در عمق تاریکی شب دل بست؟ نمیدانم.
او من را از چیزی که بودم هم کورتر و سیاهتر میکند.
• داستان اختصاصی مسابقه داستاننویسی 404-405
نویسنده: سارا سجادیان ( @آسِمان؛ )
ویراستار: @RAIDEN
ژانر: عاشقانه، روانشناختی، تراژدی
خلاصه: دیدهی بستهام را باز میکنم، جز تاریکی چیزی نمیبینم. چشمهایم نابینا شده یا گرههای دلم کور؟ میان امواج پرتلاطم دریای ذهن و طوفان ناتمام دل، آیا جایی برای آرام گرفتن هست؟ هنوز میشود از سیلیای که نسیم نفرت بر گونههایم میزند در امان بود؟
میشود به چشمکهای معنادار ستارهها در عمق تاریکی شب دل بست؟ نمیدانم.
او من را از چیزی که بودم هم کورتر و سیاهتر میکند.
• داستان اختصاصی مسابقه داستاننویسی 404-405
آخرین ویرایش توسط مدیر:
