.YEGANEH.
مدیرتالارموسیقی+مترجمآز+مقاله(شایعه)نویس+خوناشام
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
ژورنالیست
مقامدار آزمایشی
برترین ارسال کننده ماه
***
خانه در خیال من پر شد از خندهی سه نفره؛ کیارش، من و کوچکم.
هر گوشهٔ اتاق، رنگ امید گرفت و روزها روشن شدند.
ترسها در سایهٔ این تصویر کمرنگ شدند.
شوق حتی در سکوت شب، بالهایش را باز کرد و روح مرا نوازش داد و من میان این رویا، حس میکردم زندگی دوباره معنا یافته است.
خانه در خیال من پر شد از خندهی سه نفره؛ کیارش، من و کوچکم.
هر گوشهٔ اتاق، رنگ امید گرفت و روزها روشن شدند.
ترسها در سایهٔ این تصویر کمرنگ شدند.
شوق حتی در سکوت شب، بالهایش را باز کرد و روح مرا نوازش داد و من میان این رویا، حس میکردم زندگی دوباره معنا یافته است.
آخرین ویرایش توسط مدیر: