.YEGANEH.
مدیرتالارموسیقی+مترجمآز+مقاله(شایعه)نویس+خوناشام
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
ژورنالیست
مقامدار آزمایشی
برترین ارسال کننده ماه
***
زمان گذشت، اما نبودش مثل برگ خشک هرروز زیر پایم صدا میدهد.
یاد گرفتم که غم را نباید دور ریخت؛ باید با آن چای دم کرد، باید کنارش نفس کشید.
در آینه دیگر بهدنبال سایهاش نمیگردم، چون حالا در چشمهایم خانه کرده است.
عشقش نه خاطره، که تپش آرامیست در عمقِ
جانم.
فهمیدم بعضی نبودنها شکل دیگری از ماندناند.
زمان گذشت، اما نبودش مثل برگ خشک هرروز زیر پایم صدا میدهد.
یاد گرفتم که غم را نباید دور ریخت؛ باید با آن چای دم کرد، باید کنارش نفس کشید.
در آینه دیگر بهدنبال سایهاش نمیگردم، چون حالا در چشمهایم خانه کرده است.
عشقش نه خاطره، که تپش آرامیست در عمقِ
جانم.
فهمیدم بعضی نبودنها شکل دیگری از ماندناند.
آخرین ویرایش توسط مدیر: