-Taraneh مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته داوری داوری vip حضور در فعالیت گروهی مدیر رسمی نوشتهها نوشتهها 1,266 پسندها پسندها 9,799 امتیازها امتیازها 453 سکه 1,271 3/11/26 #51 اگر کسی مرا خواست، بگویید: رفته باران ها را تماشا کند و اگر اصرار کرد، بگویید: برای دیدن طوفان ها رفته است! و اگر باز هم سماجت کرد، بگویید: رفته است تا دیگر بازنگردد... -بیژن جلالی
اگر کسی مرا خواست، بگویید: رفته باران ها را تماشا کند و اگر اصرار کرد، بگویید: برای دیدن طوفان ها رفته است! و اگر باز هم سماجت کرد، بگویید: رفته است تا دیگر بازنگردد... -بیژن جلالی
-Taraneh مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته داوری داوری vip حضور در فعالیت گروهی مدیر رسمی نوشتهها نوشتهها 1,266 پسندها پسندها 9,799 امتیازها امتیازها 453 سکه 1,271 3/11/26 #52 نوشته بود: کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟ نوشتم: از جنگها برگشتهام، با زخمها و موی سپید؛ و یاد گرفتهام صبور باشم و به تماشا قانع! -حمید سلیمی
نوشته بود: کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟ نوشتم: از جنگها برگشتهام، با زخمها و موی سپید؛ و یاد گرفتهام صبور باشم و به تماشا قانع! -حمید سلیمی
-Taraneh مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته داوری داوری vip حضور در فعالیت گروهی مدیر رسمی نوشتهها نوشتهها 1,266 پسندها پسندها 9,799 امتیازها امتیازها 453 سکه 1,271 3/11/26 #53 دلتنگم. گفتنیهایم همینقدر کوتاهاند و همینقدر عمیق. -جمال ثریا
-Taraneh مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته داوری داوری vip حضور در فعالیت گروهی مدیر رسمی نوشتهها نوشتهها 1,266 پسندها پسندها 9,799 امتیازها امتیازها 453 سکه 1,271 3/11/26 #54 در چنین شبهای بیفریادرس روزِ خوش در خواب باید دید و بس -هوشنگ ابتهاج
-Taraneh مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته داوری داوری vip حضور در فعالیت گروهی مدیر رسمی نوشتهها نوشتهها 1,266 پسندها پسندها 9,799 امتیازها امتیازها 453 سکه 1,271 3/11/26 #55 مرا در قلبت بپذیر، به دور از تمام هیاهوها، مرا پناه بده، حتی اندکی. -آلبر کامو | نامه به ماریا کاسارس
مرا در قلبت بپذیر، به دور از تمام هیاهوها، مرا پناه بده، حتی اندکی. -آلبر کامو | نامه به ماریا کاسارس
-Taraneh مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته داوری داوری vip حضور در فعالیت گروهی مدیر رسمی نوشتهها نوشتهها 1,266 پسندها پسندها 9,799 امتیازها امتیازها 453 سکه 1,271 3/11/26 #56 در نامهای خطاب به او نوشتم: خوبم، یعنی تو فکر کن که من خوبم. اگر قرار باشد همهچیز را برایت شرح دهم تا صبح اشک خواهی ریخت.
در نامهای خطاب به او نوشتم: خوبم، یعنی تو فکر کن که من خوبم. اگر قرار باشد همهچیز را برایت شرح دهم تا صبح اشک خواهی ریخت.
-Taraneh مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته داوری داوری vip حضور در فعالیت گروهی مدیر رسمی نوشتهها نوشتهها 1,266 پسندها پسندها 9,799 امتیازها امتیازها 453 سکه 1,271 3/12/26 #57 خواستم زنده بمانم و فکر کردن به تو، تنها سلاحم بود، تنها سنگم، تنها کمانم. -پابلو نرودا
-Taraneh مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته داوری داوری vip حضور در فعالیت گروهی مدیر رسمی نوشتهها نوشتهها 1,266 پسندها پسندها 9,799 امتیازها امتیازها 453 سکه 1,271 3/12/26 #58 صبح تو را در فروشگاه دیدم. هلو و زردآلو سوا میکردی گفتی برای یک مهمان است. تمام روز در انتظار تلفن بودم... -گئورگ تومانینان
صبح تو را در فروشگاه دیدم. هلو و زردآلو سوا میکردی گفتی برای یک مهمان است. تمام روز در انتظار تلفن بودم... -گئورگ تومانینان
-Taraneh مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته داوری داوری vip حضور در فعالیت گروهی مدیر رسمی نوشتهها نوشتهها 1,266 پسندها پسندها 9,799 امتیازها امتیازها 453 سکه 1,271 3/12/26 #59 شهرى كه چشم به راهت بود ويران شد؛ ديگر آمدن و نيامدنت هيچ فرقى نمىكند. -نورالله گِنچ
-Taraneh مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته داوری داوری vip حضور در فعالیت گروهی مدیر رسمی نوشتهها نوشتهها 1,266 پسندها پسندها 9,799 امتیازها امتیازها 453 سکه 1,271 3/12/26 #60 نبودن، تو را میکشد؟ مرا حضوری که شبیه نبودن است میکشد! -محمود درویش