محفل ادبی [ ملت عشق ]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع -Taraneh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
مانند دویدن کودکی در سراشیبی است به تو فکر کردن. اندکی هیجان، اندکی هراس زمین خوردن.


-جمال ثریا
 
من دیروز، حتی هفته پیش و یا ماه پیش بلکه حتی سال پیش، نزدیک به فروپاشی بودم، چون تو کنارم نبودی...



-دیدم ماداک، سیامک تقی زاده
 
درست آنجا که ترکم کرده‌ای، ایستاده‌ام. اما همانند زمانی که ترکم کردی نیستم. بسیار تغییر کرده‌ام و یاد گرفته‌ام انسان‌ها برای جمع شدن پیکرشان، نیاز مبرم به فروپاشی عمیق دارند. برای فرو‌پاشیدنم از تو بسیار ممنونم.



-جمال ثریا
 
ابتدا فکر می کردم شاید یک اتفاق ساده باشد
تا اینکه بعد از او هیچ اتفاق دیگری در من رخ نداد.



-مهدی کیانی مهر
 
«همه را مدیون توام زمانی که تو را ملاقات کردم ویران شده بودم تو مرا ساختی، دستم را گرفتی و بلند کردی من هم تو را مثل یک تکه نان بوسیدم، روی پیشانی‌ام گذاشتم و عزیز و مقدس دانستمت و عشق پدیدار شد، عشق!»



-جمال‌ ثریا | نامه به زحل
 
زیبایی؛ همچون پراکندگی یک ایل در کوهستان، همچون گذر یک رودخانه. زیبایی؛ همچون قایقی در غروب یک دریا، همچون قطاری در عمق سبز یک دره. زیبایی؛ همچون رقص دود سیگار. در زیبایی‌ات رفتنی نهفته است.



-علیرضا قاسمیان خمسه
 
تو می‌توانستی به چشمانم نگاه کنی و گلویم را با چاقوی تیزی ببُری و من می‌توانستم در آخرین نفس از تو به‌خاطر خونی شدن دست‌هایت معذرت بخواهم.



-الیاس علوی
 
دلم میخواست چیزِ محکمی بهش بگویم که بداند چقدر دوستش دارم؛ گفتم: تو مسیحِ منی.



-عباس معروفی
 
تو را باید خواند با لذت مثل یک کتاب شعر قدیمی از کتابخانه ی پدر بزرگ.



-حامد نیازی
 
از انکارها خسته ام، بیا بنشین کنارم و بگو چقدر مرا دوست می‌داري؟



-الهام پورعبدالله
 
عقب
بالا پایین