پارت سوم:
چند مورد فاصلهگذاری نادرست بین واژهها و علائم (مثل «احتمالا» که بهتر است «احتمالاً» نوشته شود، یا «دو تاس» که نیاز به فاصله دارد، یا «سه یک» که باید «سه و یک» یا «سهویک» بسته به نیت نویسنده یکدست شود).
بعضی ترکیبها نیاز به نیمفاصله دارند تا خوانایی حفظ شود (مثل «گویا مثل افلاطون» مشکلی ندارد، اما «سه یک» و «یک و سه» باید یکسان و دقیق تنظیم شوند؛ یا «پیانو نوازی» که بهتر است «پیانونوازی» باشد).
چند واژه احتیاج به همزهٔ درست دارند: «توفیری» → «تفاوتی» یا اگر همان معنا مدنظر است «توفیری» مشکلی ندارد اما «تأکید» و «اثبات» و «پذریفته» → «پذیرفته» باید تصحیح شوند.
برخی جملات طولانیاند و نیاز به ویرگول یا نقطه برای قطع منطقی دارند (مثلاً جملهٔ «کماکان ارتباطی با اصل صورتک…» یا بخش مربوط به «صندلیهای متفاوت…»).
چند مورد غلط تایپی و اشتباه ریز: «پست مدرنیسم» یکدست نیست؛ «گویا مثل افلاطون در دیدگانم ترسیم میشود» بهتر است بازنگری شود؛ «پذریفته» غلط املایی دارد.
موارد کمتعداد تطابق فعل و فاعل که بهتر است یکدست شوند (مثل «مینمود» که اگر با بقیهٔ لحن همخوان نباشد، میتوان «میکرد» یا «میکرده» کرد).
چند ترکیب لازم است روانتر شوند؛ مثلاً «کلنگزنی شد راه و رسم زندگیاش» از نظر نحوی کمی سنگین است و نیاز به اصلاح جزئی دارد.
----
غلطهای املایی (واقعاً غلط)
«نمیبلعید» → در متن مشکلی ندارد، اما جملهٔ «بعد از خودش مرا هم میخورد. نمیبلعید؛ …» از نظر معنایی بهتر است: «نمیبلعید؛ …» / این غلط املایی نیست (فقط قبلاً گزارش شده بود).
«توفیری» → باید «تفاوتی» باشد.
«جزئی از» → درست: «جزئی از».
«پذریفته» → درست: «پذیرفته».
«مینمود» غلط املایی نیست؛ فقط کهنهاست.
«پیانونوازی» → بهتر: «پیانونوازی» با نیمفاصله (غلظت تایپی).
-----
فاصلهگذاری و نیمفاصله (غلطهای مهم)
«اند.» در ابتدای متن → برای نقلقول شروعشده بهتر است قبلش فاصله باشد: «اند. پس…»
«ذره ذرهی» → بهتر: «ذرهذرهی».
«پدر بدن» در جاهایی با فاصله، در جاهایی بدون تغییر؛ از نظر سبک بهتر است «پدرِ بدن».
«تا اثبات کند توفیری نداریم.» → «تفاوتی» + ویرگول قبل از «تا» اختیاری است.
«آلیاژ زره شوالیه» → اگر ترکیب اسمی است: «آلیاژِ زرهِ شوالیه».
«جزئی از» → باید بدون نیمفاصله باشد.
«تکههای مردهی» → بهتر: «تکههایِ مردهی» یا «تکههای مردهی» (یکدست شود).
«نبرد و شوالیه» (تیتر) ایرادی ندارد.
«مینگریست و میگفت: “خانه ما جای ماندن نیست.”» → بهتر: «میگفت: «خانه…»» (نوع گیومه).
«حیوان صدایش میزد» → بهتر: «حیوان صداَش میزد» یا «صدااش» (یکدست).
---
احتمالا» → «احتمالاً».
«دو تاس» → درست، اما برای وضوح: «دو تاسِ» یا با ویرگول بعد «احتمالاً».
«یک و سه» / «سه و یک» → یکدست نشده؛ گاهی «سه یک» آمده.
«گویا مثل افلاطون…» → ایرادی ندارد، فقط ساختار سنگین است.
«پیانونوازی» → «پیانونوازی».
«کلنگزنی» در متن دو نوع دارد («کلنگ میزد» / «کلنگزنی») که بهتر است یکسان شود.
«بماند.» → یک نیمفاصلهٔ اضافه پیش از نقطه.
«برآشفتهو بیحال» → باید باشد: «برآشفته و بیحال» (نیمفاصلهٔ اشتباه).
«میبلعیدمان» → درست است ولی سبکاً میتوان «میبلعیدمان.» را جدا با ویرگول قبلش آورد
ــــ
نشانهگذاری (ویرگول، نقطه، دونقطه و …)
همه جا گیومه به صورت «“…”» آمده، ولی فقط در فارسی بهتر «« … »» است.
جملههای بسیار بلند و بدون ویرگول:
«اعتراض که میکردم میگفت: …» → بعد از «اعتراض که میکردم» یک ویرگول.
«به شمار احتمالا دو تاس میمانند.» → «به شمار، احتمالاً، دو تاس میمانند.»
«لیکن خود او، فرم دیگری…» → ویرگول بعد از «او» لازم نیست.
«اگر بدن یک و سه باشد، شوالیه سه و یک است.» → درست است، اما برای وضوح ویرگول دوم: «… باشد، شوالیه، سه و یک است.»
«قرون وسطا بود.» → درست.
«پدر بدن لرد و شوالیه واسال.» → از نظر رسمالخط بهتر: «پدرِ بدن لرد بود و شوالیه واسال.»
«شوالیه، خانوادهی بدن را به عنوان… پذریفته بود» → ویرگول بعد «شوالیه» لازم نیست.
«میخواندشان.» → درست، فقط سنگین
---
یکدستی سبک (غلط نیست، اما ناهماهنگی)
در بعضی جاها «بدن» بهعنوان اسم خاص استفاده شده، ولی گاه نیازمند «بدنِ».
تکرار ساختار «… بدن» / «شوالیه … بدن» بهتر است یکنواخت شود.
رفتوآمد بین زبان حماسی و زبان گفتاری («مینگریست» / «میگفت») بهتر است همسطح شود.
زمان افعال در چند جمله پشت سر هم تغییر میکند («میکرد» / «مینمود» / «میمالید»).
چند مورد فاصلهگذاری نادرست بین واژهها و علائم (مثل «احتمالا» که بهتر است «احتمالاً» نوشته شود، یا «دو تاس» که نیاز به فاصله دارد، یا «سه یک» که باید «سه و یک» یا «سهویک» بسته به نیت نویسنده یکدست شود).
بعضی ترکیبها نیاز به نیمفاصله دارند تا خوانایی حفظ شود (مثل «گویا مثل افلاطون» مشکلی ندارد، اما «سه یک» و «یک و سه» باید یکسان و دقیق تنظیم شوند؛ یا «پیانو نوازی» که بهتر است «پیانونوازی» باشد).
چند واژه احتیاج به همزهٔ درست دارند: «توفیری» → «تفاوتی» یا اگر همان معنا مدنظر است «توفیری» مشکلی ندارد اما «تأکید» و «اثبات» و «پذریفته» → «پذیرفته» باید تصحیح شوند.
برخی جملات طولانیاند و نیاز به ویرگول یا نقطه برای قطع منطقی دارند (مثلاً جملهٔ «کماکان ارتباطی با اصل صورتک…» یا بخش مربوط به «صندلیهای متفاوت…»).
چند مورد غلط تایپی و اشتباه ریز: «پست مدرنیسم» یکدست نیست؛ «گویا مثل افلاطون در دیدگانم ترسیم میشود» بهتر است بازنگری شود؛ «پذریفته» غلط املایی دارد.
موارد کمتعداد تطابق فعل و فاعل که بهتر است یکدست شوند (مثل «مینمود» که اگر با بقیهٔ لحن همخوان نباشد، میتوان «میکرد» یا «میکرده» کرد).
چند ترکیب لازم است روانتر شوند؛ مثلاً «کلنگزنی شد راه و رسم زندگیاش» از نظر نحوی کمی سنگین است و نیاز به اصلاح جزئی دارد.
----
غلطهای املایی (واقعاً غلط)
«نمیبلعید» → در متن مشکلی ندارد، اما جملهٔ «بعد از خودش مرا هم میخورد. نمیبلعید؛ …» از نظر معنایی بهتر است: «نمیبلعید؛ …» / این غلط املایی نیست (فقط قبلاً گزارش شده بود).
«توفیری» → باید «تفاوتی» باشد.
«جزئی از» → درست: «جزئی از».
«پذریفته» → درست: «پذیرفته».
«مینمود» غلط املایی نیست؛ فقط کهنهاست.
«پیانونوازی» → بهتر: «پیانونوازی» با نیمفاصله (غلظت تایپی).
-----
فاصلهگذاری و نیمفاصله (غلطهای مهم)
«اند.» در ابتدای متن → برای نقلقول شروعشده بهتر است قبلش فاصله باشد: «اند. پس…»
«ذره ذرهی» → بهتر: «ذرهذرهی».
«پدر بدن» در جاهایی با فاصله، در جاهایی بدون تغییر؛ از نظر سبک بهتر است «پدرِ بدن».
«تا اثبات کند توفیری نداریم.» → «تفاوتی» + ویرگول قبل از «تا» اختیاری است.
«آلیاژ زره شوالیه» → اگر ترکیب اسمی است: «آلیاژِ زرهِ شوالیه».
«جزئی از» → باید بدون نیمفاصله باشد.
«تکههای مردهی» → بهتر: «تکههایِ مردهی» یا «تکههای مردهی» (یکدست شود).
«نبرد و شوالیه» (تیتر) ایرادی ندارد.
«مینگریست و میگفت: “خانه ما جای ماندن نیست.”» → بهتر: «میگفت: «خانه…»» (نوع گیومه).
«حیوان صدایش میزد» → بهتر: «حیوان صداَش میزد» یا «صدااش» (یکدست).
---
احتمالا» → «احتمالاً».
«دو تاس» → درست، اما برای وضوح: «دو تاسِ» یا با ویرگول بعد «احتمالاً».
«یک و سه» / «سه و یک» → یکدست نشده؛ گاهی «سه یک» آمده.
«گویا مثل افلاطون…» → ایرادی ندارد، فقط ساختار سنگین است.
«پیانونوازی» → «پیانونوازی».
«کلنگزنی» در متن دو نوع دارد («کلنگ میزد» / «کلنگزنی») که بهتر است یکسان شود.
«بماند.» → یک نیمفاصلهٔ اضافه پیش از نقطه.
«برآشفتهو بیحال» → باید باشد: «برآشفته و بیحال» (نیمفاصلهٔ اشتباه).
«میبلعیدمان» → درست است ولی سبکاً میتوان «میبلعیدمان.» را جدا با ویرگول قبلش آورد
ــــ
نشانهگذاری (ویرگول، نقطه، دونقطه و …)
همه جا گیومه به صورت «“…”» آمده، ولی فقط در فارسی بهتر «« … »» است.
جملههای بسیار بلند و بدون ویرگول:
«اعتراض که میکردم میگفت: …» → بعد از «اعتراض که میکردم» یک ویرگول.
«به شمار احتمالا دو تاس میمانند.» → «به شمار، احتمالاً، دو تاس میمانند.»
«لیکن خود او، فرم دیگری…» → ویرگول بعد از «او» لازم نیست.
«اگر بدن یک و سه باشد، شوالیه سه و یک است.» → درست است، اما برای وضوح ویرگول دوم: «… باشد، شوالیه، سه و یک است.»
«قرون وسطا بود.» → درست.
«پدر بدن لرد و شوالیه واسال.» → از نظر رسمالخط بهتر: «پدرِ بدن لرد بود و شوالیه واسال.»
«شوالیه، خانوادهی بدن را به عنوان… پذریفته بود» → ویرگول بعد «شوالیه» لازم نیست.
«میخواندشان.» → درست، فقط سنگین
---
یکدستی سبک (غلط نیست، اما ناهماهنگی)
در بعضی جاها «بدن» بهعنوان اسم خاص استفاده شده، ولی گاه نیازمند «بدنِ».
تکرار ساختار «… بدن» / «شوالیه … بدن» بهتر است یکنواخت شود.
رفتوآمد بین زبان حماسی و زبان گفتاری («مینگریست» / «میگفت») بهتر است همسطح شود.
زمان افعال در چند جمله پشت سر هم تغییر میکند («میکرد» / «مینمود» / «میمالید»).