نظارت همراه رمان تب | ناظر: MELORIN

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پارت سوم:
چند مورد فاصله‌گذاری نادرست بین واژه‌ها و علائم (مثل «احتمالا» که بهتر است «احتمالاً» نوشته شود، یا «دو تاس» که نیاز به فاصله دارد، یا «سه یک» که باید «سه و یک» یا «سه‌ویک» بسته به نیت نویسنده یکدست شود).
بعضی ترکیب‌ها نیاز به نیم‌فاصله دارند تا خوانایی حفظ شود (مثل «گویا مثل افلاطون» مشکلی ندارد، اما «سه یک» و «یک و سه» باید یکسان و دقیق تنظیم شوند؛ یا «پیانو نوازی» که بهتر است «پیانو‌نوازی» باشد).
چند واژه احتیاج به همزهٔ درست دارند: «توفیری» → «تفاوتی» یا اگر همان معنا مدنظر است «توفیری» مشکلی ندارد اما «تأکید» و «اثبات» و «پذریفته» → «پذیرفته»‌ باید تصحیح شوند.
برخی جملات طولانی‌اند و نیاز به ویرگول یا نقطه برای قطع منطقی دارند (مثلاً جملهٔ «کماکان ارتباطی با اصل صورتک…» یا بخش مربوط به «صندلی‌های متفاوت…»).
چند مورد غلط تایپی و اشتباه ریز: «پست مدرنیسم» یک‌دست نیست؛ «گویا مثل افلاطون در دیدگانم ترسیم می‌شود» بهتر است بازنگری شود؛ «پذریفته» غلط املایی دارد.
موارد کم‌تعداد تطابق فعل و فاعل که بهتر است یک‌دست شوند (مثل «می‌نمود» که اگر با بقیهٔ لحن همخوان نباشد، می‌توان «می‌کرد» یا «می‌کرده» کرد).
چند ترکیب لازم است روان‌تر شوند؛ مثلاً «کلنگ‌زنی شد راه و رسم زندگی‌اش» از نظر نحوی کمی سنگین است و نیاز به اصلاح جزئی دارد.
----
غلط‌های املایی (واقعاً غلط)

«نمی‌بلعید» → در متن مشکلی ندارد، اما جملهٔ «بعد از خودش مرا هم می‌خورد. نمی‌بلعید؛ …» از نظر معنایی بهتر است: «نمی‌بلعید؛ …» / این غلط املایی نیست (فقط قبلاً گزارش شده بود).
«توفیری» → باید «تفاوتی» باشد.
«جزئی‌ از» → درست: «جزئی از».
«پذریفته» → درست: «پذیرفته».
«می‌نمود» غلط املایی نیست؛ فقط کهنه‌است.
«پیانونوازی» → بهتر: «پیانو‌نوازی» با نیم‌فاصله (غلظت تایپی).
-----
فاصله‌گذاری و نیم‌فاصله (غلط‌های مهم)

«اند.» در ابتدای متن → برای نقل‌قول شروع‌شده بهتر است قبلش فاصله باشد: «اند. پس…»
«ذره ذره‌ی» → بهتر: «ذره‌ذره‌ی».
«پدر بدن» در جاهایی با فاصله، در جاهایی بدون تغییر؛ از نظر سبک بهتر است «پدرِ بدن».
«تا اثبات کند توفیری نداریم.» → «تفاوتی» + ویرگول قبل از «تا» اختیاری است.
«آلیاژ زره شوالیه» → اگر ترکیب اسمی است: «آلیاژِ زرهِ شوالیه».
«جزئی‌ از» → باید بدون نیم‌فاصله باشد.
«تکه‌های مرده‌ی» → بهتر: «تکه‌هایِ مرده‌ی» یا «تکه‌های مرده‌ی» (یک‌دست شود).
«نبرد و شوالیه» (تیتر) ایرادی ندارد.
«می‌نگریست و می‌گفت: “خانه ما جای ماندن نیست.”» → بهتر: «می‌گفت: «خانه…»» (نوع گیومه).
«حیوان صدایش می‌زد» → بهتر: «حیوان صداَش می‌زد» یا «صدااش» (یک‌دست).
---
احتمالا» → «احتمالاً».
«دو تاس» → درست، اما برای وضوح: «دو تاسِ» یا با ویرگول بعد «احتمالاً».
«یک و سه» / «سه و یک» → یک‌دست نشده؛ گاهی «سه یک» آمده.
«گویا مثل افلاطون…» → ایرادی ندارد، فقط ساختار سنگین است.
«پیانونوازی» → «پیانو‌نوازی».
«کلنگ‌زنی» در متن دو نوع دارد («کلنگ می‌زد» / «کلنگ‌زنی») که بهتر است یکسان شود.
«بماند‌.» → یک نیم‌فاصلهٔ اضافه پیش از نقطه.
«برآشفته‌و بی‌حال» → باید باشد: «برآشفته و بی‌حال» (نیم‌فاصلهٔ اشتباه).
«می‌بلعیدمان» → درست است ولی سبکاً می‌توان «می‌بلعیدمان.» را جدا با ویرگول قبلش آورد
ــــ
نشانه‌گذاری (ویرگول، نقطه، دونقطه و …)

همه جا گیومه به صورت «“…”» آمده، ولی فقط در فارسی بهتر «« … »» است.
جمله‌های بسیار بلند و بدون ویرگول:
«اعتراض که می‌کردم می‌گفت: …» → بعد از «اعتراض که می‌کردم» یک ویرگول.
«به شمار احتمالا دو تاس می‌مانند.» → «به شمار، احتمالاً، دو تاس می‌مانند.»
«لیکن خود او، فرم دیگری…» → ویرگول بعد از «او» لازم نیست.
«اگر بدن یک و سه باشد، شوالیه سه و یک است.» → درست است، اما برای وضوح ویرگول دوم: «… باشد، شوالیه، سه و یک است.»
«قرون وسطا بود.» → درست.
«پدر بدن لرد و شوالیه واسال.» → از نظر رسم‌الخط بهتر: «پدرِ بدن لرد بود و شوالیه واسال.»
«شوالیه، خانواده‌ی بدن را به عنوان… پذریفته بود» → ویرگول بعد «شوالیه» لازم نیست.
«می‌خواندشان.» → درست، فقط سنگین
---
یک‌دستی سبک (غلط نیست، اما ناهماهنگی)

در بعضی جاها «بدن» به‌عنوان اسم خاص استفاده شده، ولی گاه نیازمند «بدنِ».
تکرار ساختار «… بدن» / «شوالیه … بدن» بهتر است یکنواخت شود.
رفت‌وآمد بین زبان حماسی و زبان گفتاری («می‌نگریست» / «می‌گفت») بهتر است هم‌سطح شود.
زمان افعال در چند جمله پشت سر هم تغییر می‌کند («می‌کرد» / «می‌نمود» / «می‌مالید»).
 
پارت سوم:
چند مورد فاصله‌گذاری نادرست بین واژه‌ها و علائم (مثل «احتمالا» که بهتر است «احتمالاً» نوشته شود، یا «دو تاس» که نیاز به فاصله دارد، یا «سه یک» که باید «سه و یک» یا «سه‌ویک» بسته به نیت نویسنده یکدست شود).
بعضی ترکیب‌ها نیاز به نیم‌فاصله دارند تا خوانایی حفظ شود (مثل «گویا مثل افلاطون» مشکلی ندارد، اما «سه یک» و «یک و سه» باید یکسان و دقیق تنظیم شوند؛ یا «پیانو نوازی» که بهتر است «پیانو‌نوازی» باشد).
چند واژه احتیاج به همزهٔ درست دارند: «توفیری» → «تفاوتی» یا اگر همان معنا مدنظر است «توفیری» مشکلی ندارد اما «تأکید» و «اثبات» و «پذریفته» → «پذیرفته»‌ باید تصحیح شوند.
برخی جملات طولانی‌اند و نیاز به ویرگول یا نقطه برای قطع منطقی دارند (مثلاً جملهٔ «کماکان ارتباطی با اصل صورتک…» یا بخش مربوط به «صندلی‌های متفاوت…»).
چند مورد غلط تایپی و اشتباه ریز: «پست مدرنیسم» یک‌دست نیست؛ «گویا مثل افلاطون در دیدگانم ترسیم می‌شود» بهتر است بازنگری شود؛ «پذریفته» غلط املایی دارد.
موارد کم‌تعداد تطابق فعل و فاعل که بهتر است یک‌دست شوند (مثل «می‌نمود» که اگر با بقیهٔ لحن همخوان نباشد، می‌توان «می‌کرد» یا «می‌کرده» کرد).
چند ترکیب لازم است روان‌تر شوند؛ مثلاً «کلنگ‌زنی شد راه و رسم زندگی‌اش» از نظر نحوی کمی سنگین است و نیاز به اصلاح جزئی دارد.
----
غلط‌های املایی (واقعاً غلط)

«نمی‌بلعید» → در متن مشکلی ندارد، اما جملهٔ «بعد از خودش مرا هم می‌خورد. نمی‌بلعید؛ …» از نظر معنایی بهتر است: «نمی‌بلعید؛ …» / این غلط املایی نیست (فقط قبلاً گزارش شده بود).
«توفیری» → باید «تفاوتی» باشد.
«جزئی‌ از» → درست: «جزئی از».
«پذریفته» → درست: «پذیرفته».
«می‌نمود» غلط املایی نیست؛ فقط کهنه‌است.
«پیانونوازی» → بهتر: «پیانو‌نوازی» با نیم‌فاصله (غلظت تایپی).
-----
فاصله‌گذاری و نیم‌فاصله (غلط‌های مهم)

«اند.» در ابتدای متن → برای نقل‌قول شروع‌شده بهتر است قبلش فاصله باشد: «اند. پس…»
«ذره ذره‌ی» → بهتر: «ذره‌ذره‌ی».
«پدر بدن» در جاهایی با فاصله، در جاهایی بدون تغییر؛ از نظر سبک بهتر است «پدرِ بدن».
«تا اثبات کند توفیری نداریم.» → «تفاوتی» + ویرگول قبل از «تا» اختیاری است.
«آلیاژ زره شوالیه» → اگر ترکیب اسمی است: «آلیاژِ زرهِ شوالیه».
«جزئی‌ از» → باید بدون نیم‌فاصله باشد.
«تکه‌های مرده‌ی» → بهتر: «تکه‌هایِ مرده‌ی» یا «تکه‌های مرده‌ی» (یک‌دست شود).
«نبرد و شوالیه» (تیتر) ایرادی ندارد.
«می‌نگریست و می‌گفت: “خانه ما جای ماندن نیست.”» → بهتر: «می‌گفت: «خانه…»» (نوع گیومه).
«حیوان صدایش می‌زد» → بهتر: «حیوان صداَش می‌زد» یا «صدااش» (یک‌دست).
---
احتمالا» → «احتمالاً».
«دو تاس» → درست، اما برای وضوح: «دو تاسِ» یا با ویرگول بعد «احتمالاً».
«یک و سه» / «سه و یک» → یک‌دست نشده؛ گاهی «سه یک» آمده.
«گویا مثل افلاطون…» → ایرادی ندارد، فقط ساختار سنگین است.
«پیانونوازی» → «پیانو‌نوازی».
«کلنگ‌زنی» در متن دو نوع دارد («کلنگ می‌زد» / «کلنگ‌زنی») که بهتر است یکسان شود.
«بماند‌.» → یک نیم‌فاصلهٔ اضافه پیش از نقطه.
«برآشفته‌و بی‌حال» → باید باشد: «برآشفته و بی‌حال» (نیم‌فاصلهٔ اشتباه).
«می‌بلعیدمان» → درست است ولی سبکاً می‌توان «می‌بلعیدمان.» را جدا با ویرگول قبلش آورد
ــــ
نشانه‌گذاری (ویرگول، نقطه، دونقطه و …)

همه جا گیومه به صورت «“…”» آمده، ولی فقط در فارسی بهتر «« … »» است.
جمله‌های بسیار بلند و بدون ویرگول:
«اعتراض که می‌کردم می‌گفت: …» → بعد از «اعتراض که می‌کردم» یک ویرگول.
«به شمار احتمالا دو تاس می‌مانند.» → «به شمار، احتمالاً، دو تاس می‌مانند.»
«لیکن خود او، فرم دیگری…» → ویرگول بعد از «او» لازم نیست.
«اگر بدن یک و سه باشد، شوالیه سه و یک است.» → درست است، اما برای وضوح ویرگول دوم: «… باشد، شوالیه، سه و یک است.»
«قرون وسطا بود.» → درست.
«پدر بدن لرد و شوالیه واسال.» → از نظر رسم‌الخط بهتر: «پدرِ بدن لرد بود و شوالیه واسال.»
«شوالیه، خانواده‌ی بدن را به عنوان… پذریفته بود» → ویرگول بعد «شوالیه» لازم نیست.
«می‌خواندشان.» → درست، فقط سنگین
---
یک‌دستی سبک (غلط نیست، اما ناهماهنگی)

در بعضی جاها «بدن» به‌عنوان اسم خاص استفاده شده، ولی گاه نیازمند «بدنِ».
تکرار ساختار «… بدن» / «شوالیه … بدن» بهتر است یکنواخت شود.
رفت‌وآمد بین زبان حماسی و زبان گفتاری («می‌نگریست» / «می‌گفت») بهتر است هم‌سطح شود.
زمان افعال در چند جمله پشت سر هم تغییر می‌کند («می‌کرد» / «می‌نمود» / «می‌مالید»).
چرا توفیری باید تفاوتی باشه؟
 
پارت چهارم
غلط‌های املایی (صرفاً غلط‌های قطعی)
«وانگاه» → درست است، اما در فارسی امروز «و آنگاه» متداول‌تر است.
«رنگ‌پریده» → از نظر رسم‌الخط درست است، ولی برخی شیوه‌نامه‌ها «رنگ‌پریده» را بدون نیم‌فاصله نمی‌پسندند (غلط نیست).
«جربزه» در عبارت «بی‌جربزه» → املای درست همان «جربزه» است.
«نیوفتد» → نادرست → درست: «نیفتد».
«به‌اش» → در گفتار گونه‌ی رایج است، اما در نگارش رسمی: «به‌اش» یا «به او»؛ بهتر است یک‌دست شود.
«شدت گرفتند» برای «سرفه‌ها» درست است؛ غلط املایی ندارد.
«افاقه نکرد» → درست است.
(در این بخش، غلط املایی واقعی فقط «نیوفتد» است
---
غلط‌های فاصله‌گذاری و نیم‌فاصله
«تلوتلوخوران» → بهتر: «تلوتلوخوران» با همین شکل صحیح است، امّا برخی نسخه‌ها «تلو‌تلو‌خوران» را می‌پسندند (اختیاری).
«چشم‌هایت» → درست، اما قبلاً در بخش اول «چشم‌هایت» و «چشمهایت» ناهماهنگ بودند.
«پشت در آشپزخانه ایستاد» → بهتر: «پشتِ درِ آشپزخانه ایستاد» یا «پشتِ در آشپزخانه».
«حیف که قد و بالای بلندی ندارد» → جمله روان است، ایراد فاصله ندارد.
«یک‌راست» → درست است.
«میوه‌ی نارسی‌ست» → بهتر: «میوه‌ی نارسی‌ست» یا «میوهٔ نارسی‌ست».
«می‌فهمیدم کجا؟» → بهتر: «می‌فهمیدم کجا؟» (درست است).
«زیرلبی» → بهتر: «زیرلبی» / «زیر لبی» بسته به شیوه‌نامه؛ یک‌دست شود.
«به‌مو بندم.» → باید: «به مو بندم.» (نیم‌فاصلهٔ اشتباه).
«به مو بندم‌.» → نیم‌فاصلهٔ اضافی پیش از نقطه.
«به‌اش» → بهتر: «به‌اش» یا «به او» (یک‌دست شود).
«سیگارم را مقابلش گرفتم» → درست.
«به هر کسی متفاوت عشق بورزم» → بهتر: «به هر کسی متفاوت عشق بورزم» (بدون ایراد).
«نمی‌خواست پیوند بخورد» → درست.
«می‌جنگید» / «می‌خندید» / «می‌گفت» → یک‌دست هستند.
«سه انگشتش» → درست.
«به هم چسبانده بودشان» → اگر رسمی‌تر می‌خواهی: «به‌هم چسبانده بودشان».
«جدی‌ جدی» → بهتر: «جدی‌جدی» (نیم‌فاصله لازم است).
----
نشانه‌گذاری (ویرگول، نقطه، نقل‌قول، مکث)
نقل‌قول‌ها همه با گیومهٔ انگلیسی “…” نوشته شده؛ در فارسی بهتر: «…».
جملهٔ بسیار بلند اول:«لحظاتی که گاه پر سعادت… و گاه شوربختانه… رخ می‌داد…»توصیه به جدا کردن با ویرگول‌های بیشتر (غلط نیست، اما سنگین است).
«پس چشم‌هایت کجا رفته‌اند؟» → اگر خطاب به خود است درست است، ولی قبلاً «کجا رفته بودند» بوده. یک‌دستی زمانی مهم است.
«یک بار خبطی کرد و…» → درست.
«گفت: “بچه‌ای به کفایت…”» → بهتر: «گفت: «بچه‌ای…»».
عبارت «به بدن ناخن‌هایم را می‌دادم و به شوالیه سیگار.» → از نظر نشانه‌گذاری خوب است؛ فقط ممکن است صراحت نیاز داشته باشد.
«سرش را کامل در حوض فرو برد.» → درست.
«پس جدی‌ جدی می‌خواست حباب درست کند.» → نیاز به ویرگول ندارد؛ فقط نیم‌فاصله اصلاح شود.
 
چرا توفیری باید تفاوتی باشه؟
بنظرم تفاوتی بهتره بازم نویسنده خودتی جانم جایی که حس میکنی باهام موافق نیستی همون کلمه خودت به کارببر
 
پارت چهارم:
غلط‌های املایی قطعی
در این بخش، غلط املایی واقعی کم است. بیشتر ایرادها مربوط به فاصله، نیم‌فاصله و نشانه‌گذاری‌اند.

«هیچوقت» → درست: «هیچ‌وقت».
«لیکن» درست است، اشتباه نیست.
«ورچید» درست است (نوعی تغییر شکل «ورچیدن»).
«اگر دعوایی پیش می‌آمد، چیزی نمی‌گفت و واژه‌هایش را برای گلایه هدر نمی‌داد.» → املایی ندارد.
غلط املایی قطعیِ مشاهده‌شده:

«رفتم؛ ژاکتم را از تنم درآوردم و روی او انداختم. آن شب صبح شد و من ساعت به ساعتش را لرزیدم. صبح شد و شوالیه به بهانه‌ای رفت‌.»واژهٔ «رفت‌.» یک نیم‌فاصلهٔ اضافی پیش از نقطه دارد.
«… او را بی‌خبر سوغاتی آورد.» → دو فاصلهٔ پشت سر هم میان «را» و «بی‌خبر».
«… گفت؛ نرم‌نرمک…» → این ویرگول به‌لحاظ رسم‌الخطی درست است اما نیم‌فاصله در «رفت وخودش» غلط است:«رفت وخودش» → باید «رفت و خودش».
----
فاصله‌گذاری و نیم‌فاصله (ایرادهای زیاد و مهم)
«در آغوش گرفتمش.» → بهتر: «در آغوشش گرفتم» یا «در آغوش گرفتمَش» (اما این آخری گفتاری است).
«یک‌دیگر» → در فارسی امروز «یکدیگر» بدون نیم‌فاصله صحیح‌تر و معیارتر است.
«گلایه کرد: "بگو بخندت…» → بهتر: «گلایه کرد: «بگو…»»
«همه‌چیز» → درست است؛ اما در ادامهٔ متن «هیچ‌چیز» نیز هست؛ خوب است یک‌دست بماند (که هست).
«بار و بندلیش» → «بند و بساط» متداول‌تر است، اما غلط نیست. اگر این ترکیب ثابتِ متن است دستور نگارشی ندارد.
«از دهانم پرید؛ " اشکالی ندارد."»
بین گیومه و متن فاصلهٔ اضافی هست: " اشکالی → باید: «اشکالی ندارد.»
«دوست داشتم. انکار نمی‌کنم» → درست است ولی معمولاً میان دو جملهٔ وابسته «ولی» با ویرگول همراه می‌شود؛ این‌جا سلیقه‌ای است.
«نرم‌نرمک» → درست.
«رفت وخودش را همان جا انداخت» → باید: «رفت و خودش را همان‌جا انداخت.»
«همان جا» → بهتر: «همان‌جا» (ترکیب قیدی).
«سپس به سویش رفتم؛ ژاکتم را…» → از نظر فاصله‌گذاری درست است.
«صبح شد و ژاکتم ماند؛ اما او…» → درست.
«او را بی‌خبر» → دو فاصلهٔ پشت‌سرهم.
 
پارت پنجم:
غلط‌های املایی قطعی
در این بخش طولانی، غلط املاییِ واقعی کم است:

«بیخیال» → در فارسی معیار: «بی‌خیال».
«تکه‌ای از ورقه» → درست است، ولی «ورقه» در فارسی امروز کمتر به‌کار می‌رود؛ «برگه» معیارتر است (غلط نیست).
«پرت کرد» → از ریشهٔ «پرتاب کردن» است، «پرت» گفتاری است؛ غلط نه، ولی گفتاری.
«پیاز داغش» → درست.
«بیخیال خندید» → باید «بی‌خیال خندید».
«باد خنکی بر پلک‌هایم می‌وزید» → درست.
غلط املایی قطعیِ تک‌مورد:

«بیخیال»
گاهی فاصله‌های ناخواسته به‌صورت غلط املایی محسوب می‌شوند (پایین‌تر).
-------
فاصله‌گذاری و نیم‌فاصله (ایرادهای زیاد و مهم)
«طعنه بارش» → باید: «طعنه‌بارش» یا «طعنه‌بارَش».
«کا‌ش به من لبخند می‌زد.»قبل از «کاش» یک فاصلهٔ اضافه وجود دارد: " کاش.
«عمه، عمه ربابه» → درست، ولی «عمه ربابه» بی‌وقفه طبیعی‌تر است؛ کاما اختیاری.
«توت فرنگی» → درست است؛ «توت‌فرنگی» هم قابل‌قبول.
«بهشان روبان می‌آویخت» → «به‌شان» در فارسی رسمی بهتر است.
«بر تاب گوشه‌ی حیاط می‌نشست» → «بر تاب» درست است ولی در فارسی معیار: «روی تاب».
«اخم صورتش را می‌پوشاند به سمتی مات می‌ماند.» →بین «می‌پوشاند» و «به» سه فاصله وجود دارد؛ غلط.
«همه‌چیز حالت انسانی…» → درست.
نمی‌دید.» → درست.
«پس چشم‌هایش کجا رفته بودند؟» → درست.
«لباس‌هایش یا گل بود یا میوه.» → از لحاظ معنا جمله ایراد دارد (لباس نمی‌تواند «گل باشد»)، اما نویسنده استعاری نوشته؛ ایراد فاصله ندارد.
«روی پارچه‌های خنک و سبک پیراهن‌هایش» → درست.
«عمو سهراب… نمی‌دانست پدر بدن او را از کدام مغازه خریده.» → فاصله‌گذاری درست.
«تا عصر با خودم دو دو تا چهار تا کردم» → برخی رسم‌الخط‌ها: «دو دوتا چهارتا».
«به این نتیجه رسیدم که تنها راه ممکن، در جریان گذاشتن مادر بدن است» → درست.
«پارچه را‌ کنار نزده بودم» → یک نیم‌فاصلهٔ غیرعادی بین «را» و «کنار».
«این حال را می‌شناختم‌. اسمش انتظار بود.» → نقطهٔ جداشده با نیم‌فاصله: «می‌شناختم‌.» غلط است.
«بیخیال خندید» → «بی‌خیال خندید».
«چهارزانو نشست» → در فارسی معیار «چهارزانو» کاملاً درست است
«قایق، قایق که واژگون شد» → کاما درست است ولی تکرار شاید نیاز به علامت تأکید داشته باشد (غلط نیست، بلاغی است).
«رفتاد» یا موارد مشابه وجود ندارد.
«کســی چیزی نمی‌فهمد.» → سالم
------
 
پارت ششم:
اشتباه املایی:
«خودروب» → درست: «خودروی».
«حوسشان» → درست: «حواس‌شان» یا «حواسشان».
«و دومسن چیز» → احتمالاً: «و دومین چیز».
«دن کیشوتی» → درست‌تر: «دن‌کیشوتی» (نیم‌فاصله).
«برژوامآبانه‌ای» → شکل درست: «برژوامآبانه‌ای» نیست؛ باید:«بورژوامآبانه‌ای» یا «بورژوامآبانه»
«کشته مرده‌ی» → قابل قبول است، ولی در رسم‌الخط معیار: «کشته‌مردهٔ».
«سه جلدی سرمایه» → بهتر: «سه‌جلدیِ سرمایه» (در معنی صفت).
«تا چند روز به اسپند روی آتش می‌مانست.»«به اسپند روی آتش» غلط نیست، اما معمولاً گفته می‌شود: «مثل اسپند روی آتش».
«تا حیاط می‌رفت» → درست، اما در متن «به حیاط» آمده که صحیح‌تر است.
«سیگار می‌کشید، برمی‌گشت، روی برنج ماست می‌ریخت» → درست.
فاصله‌گذاری و نیم‌فاصله
در این فصل هم مثل فصل‌های قبلی، مشکل عمده همین بخش است:

«کا‌.گ.ب» → نقطه قبل از «گ» فاصله و علامت اضافی دارد. درست: «کا.گ.ب».
«درشکه‌ی عتیقه» → قابل قبول؛ «درشکه‌ٔ» نیز صحیح است.
«خودروب آخرین مدلشان» → باید: «خودروی آخرین‌مدلشان».
«به روزمره‌ی کاپیتالیستی‌شان» → بهتر: «به‌روزمرهٔ کاپیتالیستی‌شان».
«مرتبه‌ی بعد» مشکلی ندارد.
«کشته مرده‌ی چپ‌های افراطی» → «کشته‌مردهٔ».
«مثلاً» در متن نوشته شده «مثلا» → بهتر با همزه.
«مامور» → «مامور» صحیح است ولی «مأمور» رسمی‌تر.
«سر حرفت بمانی."» → گیومه انگلیسی + فاصلهٔ قبل از گیومه. باید: «… بمانی.»
«نه انگلسی بود…» → «انگلیسی».
«وانت سفید رنگ» → درست‌تر: «وانت سفیدرنگ».
«باز می‌زد» → اگر منظور «باز می‌کرد» یا «دوباره راه می‌انداخت» است، این ترکیب مبهم است؛ املای «بازمی‌زد» درست است ولی معنایی کمی گنگ.
«میوه نمی‌داد، اگر دزد از بالای دیوار می‌آمد» → از لحاظ نگارشی صحیح.
«وانت حزب» → فاصله درست است.
«دو تا کند» → محاوره‌ای و درست.
«تعلل‌وار» → درست.
«چند لحظه‌ی دیگر برای تماشا زمان خرید و رفتیم.»این جمله از نظر ساختار معیوب است (پایین‌تر توضیح می‌دهم).
«فریب دهند. تا حوسشان را از مسائل… پرت کنند.» → «حواس‌شان».
«از نو سر سفره می‌آمد‌» → یک نیم‌فاصلهٔ اضافه بعد از «می‌آمد».
«پلاستیکی که دستش گرفته بود» → صحیح.
«حاجیه خانم» → در رسم‌الخط معیار: «حاجیه‌خانم».
 
پارت پنجم:
غلط‌های املایی قطعی
در این بخش طولانی، غلط املاییِ واقعی کم است:

«بیخیال» → در فارسی معیار: «بی‌خیال».
«تکه‌ای از ورقه» → درست است، ولی «ورقه» در فارسی امروز کمتر به‌کار می‌رود؛ «برگه» معیارتر است (غلط نیست).
«پرت کرد» → از ریشهٔ «پرتاب کردن» است، «پرت» گفتاری است؛ غلط نه، ولی گفتاری.
«پیاز داغش» → درست.
«بیخیال خندید» → باید «بی‌خیال خندید».
«باد خنکی بر پلک‌هایم می‌وزید» → درست.
غلط املایی قطعیِ تک‌مورد:

«بیخیال»
گاهی فاصله‌های ناخواسته به‌صورت غلط املایی محسوب می‌شوند (پایین‌تر).
-------
فاصله‌گذاری و نیم‌فاصله (ایرادهای زیاد و مهم)
«طعنه بارش» → باید: «طعنه‌بارش» یا «طعنه‌بارَش».
«کا‌ش به من لبخند می‌زد.»قبل از «کاش» یک فاصلهٔ اضافه وجود دارد: " کاش.
«عمه، عمه ربابه» → درست، ولی «عمه ربابه» بی‌وقفه طبیعی‌تر است؛ کاما اختیاری.
«توت فرنگی» → درست است؛ «توت‌فرنگی» هم قابل‌قبول.
«بهشان روبان می‌آویخت» → «به‌شان» در فارسی رسمی بهتر است.
«بر تاب گوشه‌ی حیاط می‌نشست» → «بر تاب» درست است ولی در فارسی معیار: «روی تاب».
«اخم صورتش را می‌پوشاند به سمتی مات می‌ماند.» →بین «می‌پوشاند» و «به» سه فاصله وجود دارد؛ غلط.
«همه‌چیز حالت انسانی…» → درست.
نمی‌دید.» → درست.
«پس چشم‌هایش کجا رفته بودند؟» → درست.
«لباس‌هایش یا گل بود یا میوه.» → از لحاظ معنا جمله ایراد دارد (لباس نمی‌تواند «گل باشد»)، اما نویسنده استعاری نوشته؛ ایراد فاصله ندارد.
«روی پارچه‌های خنک و سبک پیراهن‌هایش» → درست.
«عمو سهراب… نمی‌دانست پدر بدن او را از کدام مغازه خریده.» → فاصله‌گذاری درست.
«تا عصر با خودم دو دو تا چهار تا کردم» → برخی رسم‌الخط‌ها: «دو دوتا چهارتا».
«به این نتیجه رسیدم که تنها راه ممکن، در جریان گذاشتن مادر بدن است» → درست.
«پارچه را‌ کنار نزده بودم» → یک نیم‌فاصلهٔ غیرعادی بین «را» و «کنار».
«این حال را می‌شناختم‌. اسمش انتظار بود.» → نقطهٔ جداشده با نیم‌فاصله: «می‌شناختم‌.» غلط است.
«بیخیال خندید» → «بی‌خیال خندید».
«چهارزانو نشست» → در فارسی معیار «چهارزانو» کاملاً درست است
«قایق، قایق که واژگون شد» → کاما درست است ولی تکرار شاید نیاز به علامت تأکید داشته باشد (غلط نیست، بلاغی است).
«رفتاد» یا موارد مشابه وجود ندارد.
«کســی چیزی نمی‌فهمد.» → سالم
------
قبلا نقد محتوایی هم داشتیم، خیلی ازشون خوشم میومد
 
پارت ششم:
اشتباه املایی:
«خودروب» → درست: «خودروی».
«حوسشان» → درست: «حواس‌شان» یا «حواسشان».
«و دومسن چیز» → احتمالاً: «و دومین چیز».
«دن کیشوتی» → درست‌تر: «دن‌کیشوتی» (نیم‌فاصله).
«برژوامآبانه‌ای» → شکل درست: «برژوامآبانه‌ای» نیست؛ باید:«بورژوامآبانه‌ای» یا «بورژوامآبانه»
«کشته مرده‌ی» → قابل قبول است، ولی در رسم‌الخط معیار: «کشته‌مردهٔ».
«سه جلدی سرمایه» → بهتر: «سه‌جلدیِ سرمایه» (در معنی صفت).
«تا چند روز به اسپند روی آتش می‌مانست.»«به اسپند روی آتش» غلط نیست، اما معمولاً گفته می‌شود: «مثل اسپند روی آتش».
«تا حیاط می‌رفت» → درست، اما در متن «به حیاط» آمده که صحیح‌تر است.
«سیگار می‌کشید، برمی‌گشت، روی برنج ماست می‌ریخت» → درست.
فاصله‌گذاری و نیم‌فاصله
در این فصل هم مثل فصل‌های قبلی، مشکل عمده همین بخش است:

«کا‌.گ.ب» → نقطه قبل از «گ» فاصله و علامت اضافی دارد. درست: «کا.گ.ب».
«درشکه‌ی عتیقه» → قابل قبول؛ «درشکه‌ٔ» نیز صحیح است.
«خودروب آخرین مدلشان» → باید: «خودروی آخرین‌مدلشان».
«به روزمره‌ی کاپیتالیستی‌شان» → بهتر: «به‌روزمرهٔ کاپیتالیستی‌شان».
«مرتبه‌ی بعد» مشکلی ندارد.
«کشته مرده‌ی چپ‌های افراطی» → «کشته‌مردهٔ».
«مثلاً» در متن نوشته شده «مثلا» → بهتر با همزه.
«مامور» → «مامور» صحیح است ولی «مأمور» رسمی‌تر.
«سر حرفت بمانی."» → گیومه انگلیسی + فاصلهٔ قبل از گیومه. باید: «… بمانی.»
«نه انگلسی بود…» → «انگلیسی».
«وانت سفید رنگ» → درست‌تر: «وانت سفیدرنگ».
«باز می‌زد» → اگر منظور «باز می‌کرد» یا «دوباره راه می‌انداخت» است، این ترکیب مبهم است؛ املای «بازمی‌زد» درست است ولی معنایی کمی گنگ.
«میوه نمی‌داد، اگر دزد از بالای دیوار می‌آمد» → از لحاظ نگارشی صحیح.
«وانت حزب» → فاصله درست است.
«دو تا کند» → محاوره‌ای و درست.
«تعلل‌وار» → درست.
«چند لحظه‌ی دیگر برای تماشا زمان خرید و رفتیم.»این جمله از نظر ساختار معیوب است (پایین‌تر توضیح می‌دهم).
«فریب دهند. تا حوسشان را از مسائل… پرت کنند.» → «حواس‌شان».
«از نو سر سفره می‌آمد‌» → یک نیم‌فاصلهٔ اضافه بعد از «می‌آمد».
«پلاستیکی که دستش گرفته بود» → صحیح.
«حاجیه خانم» → در رسم‌الخط معیار: «حاجیه‌خانم».
نه انگلس به معنای انگلیسی بودنش نیست:)) انگلس اسمه
همکار کارل مارکس=))
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
عقب
بالا پایین