شایعه شبی در مریخ | شایعه نویس سِودا

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Z A H R A
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نوشته‌ها
نوشته‌ها
6,067
پسندها
پسندها
26,927
امتیازها
امتیازها
958
سکه
245
«به نامِ خالقِ خلاقیت»


نامِ داستان:

شبی در مریخ

ژانر:
 فانتزی

شایعه‌نویس:
@سِـــودا

سوژه:
@Atusa

مقدمه:
گاهی وقت‌ها با خود می‌اندیشیم که کاش در موقعیتِ دیگری قرار داشتیم؛ اما نمی‌دانیم که اگر در موقعیتِ دیگری بودیم چه می‌شد؟ از کجا معلوم که چیز بدتری در انتظارمان نباشد؟(عجب مقدمه‌ای گفتم اصلا اوف!)، برین بخونین حال کنین خلاصه!​
 
آخرین ویرایش:
دخترک دستانش را زیرِ سرش گذاشت و به آسمانِ بالای سرش خیره شد، زیر لب آهی کشید و گفت:
- کاش راحت میشد رفت به مریخ؛ اونجا نه جنگی هست، نه دعوا و نه سر و صدایی... آرامش مطلقِ!
همان‌طور که به فضانوردی و سفر به مریخ می‌اندیشید، کم کم چشمانش بر روی هم افتادند.
با صدایِ همهمه‌ای که از دور و برش می‌آمد از خواب برخاست، چشمانش را بر روی هم فشار داد و گفت:
- برید اونور! مگه نمی‌بینید اینجا خوابیدم؟
با ادامه‌دار بودنِ همهمه، با عصبانیت چشم گشود و آماده ی بروزِ خشمش شد اما با دیدنِ موجوداتِ عجیبی که شبیه انسان بودند، چشمانش از تعجب گشاد شد:
- دوربین مخفیه؟ چرا شبیهِ انسان‌های اولیه لباس پوشیدین؟
 
عقب
بالا پایین