همگانی نگاه من

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع :)MAHAK
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
در نگاهت هرکه دل میباخت ، من جان باختم 💙؛
 
هرچیزی نقطه پایانی دارد، جز خاطرات.
 
گر تو مجنونی ؛ منم لیلایِ عاشق .
 
دیر شد…
در من اگر شور و شوقی بود مُرد
و اگر رویایی مانده بود،
زیر آوارِ همین بی‌مهری‌ها دفن شد!🫠🖤
 
«دست‌هایت»
تصمیمی نبود…
سرنوشتی بود که در لحظه‌ای خاموش،
دل به جای من گرفت🌸🤍
 
جلوه‌ی صورت چند ساله است؛
جلوه‌ی سیرت، سرگذشتِ یک عمر.
 
خر، خر است؛
حتی اگر تا بغداد بتازانی‌اش،
اسب نمی‌شود…
"بعضی ذات‌ها را راه و رفاه هم تغییر نمی‌دهد"

حق:)
 
هیچ‌کس نفهمید
زیرِ این سکوتِ به‌ظاهر آرام،
چه فشارهایی را بی‌صدا به دوش می‌کشیدم؛
فقط گفتند:
«خوش‌به‌حالَش… چه بی‌خیاله!»
بی‌آن‌که بفهمند گاهی آرام‌ترین آدم‌ها
در دل، جنگی تمام‌عیار دارند
 
می‌تونی خیال کنی از من بالاتری؛
اما بهتره بدونی
خیال، واقعیت نمی‌ساز.🦋
 
برای آرامش، گاهی باید نشنید، ندید و نگفت.
 
عقب
بالا پایین