قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی Majnun ]

«این خیلی بد است که کسی که از ابتدا خوب بوده، بد بشود، حتی بدتر از اینکه کسی از اول بد باشد.»

• بلندی‌های‌بادگیر
 
«می‌دانید، من از آن آدم‌هایی‌ام که می‌خواهم بدی کنم، اما بدی‌ام خوبی از آب درمی‌آید…»

• نازنین
 
بزرگ‌ترها اگر به خودشان باشد هیچ وقت نمی‌توانند از چیزی سر درآرند. برای بچه‌ها هم خسته‌کننده است که همین‌جور مدام هر چیزی را به آن‌ها توضیح بدهند.

• شازده‌کوچولو
 
می‌پرسید: «ولی آخر این‌همه رنج برای چیست؟» و ندا جواب می‌داد: «دلیلی نیست! برای هیچ!» و همین.

• مرگ‌ایوان‌ایلیچ
 
«یه حقیقت جالب جکسون؛ تو نمی‌تونی امواج صوتی رو ببینی، ولی می‌تونی از موسیقی لذت ببری.»

• پاستیل‌های‌بنفش
 
«دمت گرم که این‌قدر راحت کنار اومدی! ــ دیگه، به قول دبیر خدابیامرزمان، آقای جاجرمی، زندگی همینه دیگه. باید با همهٔ تلخیا و شیرینیاش کنار آمد. آدم اگه با واقعیت کنار نیاد که نمتانه زندگی کنه!»

• آبنبات‌لیمویی
 
«تو از آنچه فکر می‌کنی، خیلی بیشتری.»

• دختری‌که‌ماه‌را‌نوشید
 
«انسان خیلی زود به تجملات عادت می‌کند و ترک آن بسیار دشوار است. تجملات به تدریج در زمره نیازهای ضروری انسان‌ها درمی‌آید.»

• خدمتکار
 
«در حقیقت، هیچ چیز تأسف‌بارتر از این نیست که انسان ثروتمند، اصیل، خوش‌تیپ، دارای تحصیلات کافی، باهوش و خوش‌اخلاق باشد اما در عین حال هیچ ذوقی، امتیاز مثبتی، یا ایدۀ خاصی نداشته باشد و از هر نظر شبیه همه مردم دیگر باشد.»

• ابله
 
«اما گذشته جاییه که باید ازش درس بگیری، نه خانه‌ای که درونش زندگی کنی.»

• باشگاه‌پنج‌صبحی‌ها
 
عقب
بالا پایین