قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی Majnun ]

«فکر می‌کنم در روزگار ما مهم‌ترین کار این است که تماشاگر را مجبور کنیم سادگی را باور کند.»

• تارکوفسکی
 
خانوم می‌گفت «بزرگ می‌شی یادت می‌ره.» من بزرگ شدم، ولی یادم نرفت. فقط دردهایم بیش‌تر شد.»

• خیال‌است‌دیگر
 
«ماریلا! چقدر خوب است که فردا روز جدیدی است و هنوز هیچ اشتباهی در آن رخ نداده، این‌طور نیست؟»

• آنه‌شرلی
 
«چه سرزمین مزخرفی که اشخاص درست و تحصیل‌کرده و باوجدان و بااستعدادی مثل مرا به حساب نمی‌آورد.»

• بابا‌لنگ‌دراز
 
«در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد»

• بوف‌کور
 
«آن کس که با هیولا می‌ستیزد باید مراقب باشد خود در این راه به هیولا تبدیل نشود. اگر دیرزمانی به پرتگاهی خیره شوی، آن پرتگاه نیز به تو چشم می‌دوزد.»
• لاشه‌لطیف
 
«مرگ اتفاق شگفت انگیزی است. با این که مرگ یکی از انگیزه‌های زندگی است، اما اکثر مردم طوری زندگی و رفتار می‌کنند که گویی مرگ هرگز وجود ندارد.»

• مردی‌به‌نام‌اوه
 
«انگار به روزی که باید جواب‌گوی اعمال‌تان باشید ایمان ندارید. این قدرت و مقام زودگذر و فانی، شما را فریفته.»

• رویای‌نیمه‌شب
 
«جهان کوهی است وهم‌آلود که به هر صدایی پاسخ می‌دهد، ما به زمان نیاز داریم.»

• سال‌بلوا
 
عقب
بالا پایین