قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی Majnun ]

t-icon12
«اگه سرنخ کتاب از روی جلدش باشه، پس حدس می‌زنم ما دنبال یه کتاب یا یه جلدیم... یا شاید تطابق نداشتنِ این دو تا.»
• بازی‌های‌میراث
 
«من آرامم. ناراحت نباش. چیزی نیست. این ها فقط اشک است، خشک می‌شوند.»

• شب‌های‌روشن
 
«او کتاب‌خوانی با سرعت برق‌وباد بود و می‌توانست کل یک کتاب را یک‌روزه تمام کند.»

• بادیگارد
 
گاهی احساس می‌کردم که همه ما آدم‌ها در غم و اندوه غوطه وریم و با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم، ولی نمی‌خواهیم جلوی دیگران بپذیریم که چه‌قدر در آن فرورفته‌ایم یا چه‌قدر دست‌وپا می‌زنیم.

• من‌ پس‌ از‌ تو
 
«آنجا بود که فهمیدم آدم‌ها همیشه دوست ندارند حقیقت را بشنوند.»

• پاستیل‌های‌بنفش
 
«اما هیولا ها هیولا زاده نمیشن به مرور زمان به یک هیولا تبدیل میشن.»

• ناتوان
 
هرچه نباشد یک حقیقت ساده بود و تنها چیزی که پدربزرگشان به اندازه برد محترم می‌شمرد خویشتن داری بود.
• برادران‌هاثورن
 
«محزون است که حتی کاری نکرده باشی و افسوسش را بخوری.»

• شب‌های‌روشن
 
«در این دنیا، به چه کسی جواب می‌دهیم جز کسی که دوستش داریم؟»

• سقوط
 
باید‌ یاد بگیرم‌ که به خودم کمک کنم. قرار نیست کسی بیاید و من را نجات دهد.

• بی‌اجازه
 
عقب
بالا پایین