قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی Majnun ]

«شب، همهٔ ترس‌ها ابعاد غول‌آسایی پیدا می‌کنند، چون آدم با آن‌ها تنها می ماند.»

• دزیره
 
«انسان خیلی زود به تجملات عادت می‌کند و ترک آن بسیار دشوار است. تجملات به تدریج در زمره نیازهای ضروری انسان‌ها درمی‌آید.»

• ابله
 
«ماریلا! چقدر خوب است که فردا روز جدیدی است و هنوز هیچ اشتباهی در آن رخ نداده، این‌طور نیست؟»

• آنه‌شرلی
 
«وقتی حس کردید از وضع خود راضی نیستید، به نعمت‌هایی که دارید فکر کنید و شکرگزار باشید.»

• زنان‌کوچک
 
«اگر بخوای کسی رو که این‌قدر تو رو خوب می‌شناسه رها کنی از بین می‌ری. با خودت فکر می‌کنی چطور ممکنه کس دیگری رو به این اندازه دوست داشته باشی»

• به‌امید‌دل‌بستم
 
«اگر آدم گذاشت اهلیش کنند بفهمی نفهمی خودش را به این خطر انداخته که کارش به گریه کردن بکشد.»

• شازده‌کوچولو
 
«صبح وقتی که درها بسته بود، همه‌ اهل خانه می‌خواستند به اتاقش هجوم بیاورند و حالا که درها باز بود کسی نمی‌آمد او را ببیند؛ حتی کلیدها را از پشت به در گذاشته بودند!»

• مسخ
 
اگر کتاب‌ها و فیلم‌ها یک خوبی داشته باشند این است که باعث می‌شوند برای مدتی همه‌چیز را فراموش کنی. فراموش‌کردن بخش بسیار مهمی از پشت‌سر گذاشتنِ اندوه است.

• به‌امیددل‌بستم.
 
«تا زمانی که نمی‌دانست، نمی‌توانست ممنوعش کند»

• جنگی‌که‌نجاتم‌داد
 
«فکر می‌کنی تحمل همهٔ اینا تو رو قوی می‌کنه؟ این قدرتمند بودن نیست. وانمود کردن به قدرته.»

• بادام
 
عقب
بالا پایین