دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات طوفان ]

ببین همه چیزو نمیشه فراموش کرد.
همونطور که همه آدمارو، همه روزا رو، همه اتفاقارو...
به هرحال آدم گاهی وقتا خاطرات بد و یادش نگه میداره که یا انتقام بگیره،
یا چون خاطرۀ بهتری با تو نداشته به اون خاطره بد چنگ میزنه.
 
کم حرف زدن آدمایی که به خوش صحبتی و پرحرفی معروف بودن؛
بیشتر از اینکه خطرناک باشه، دردناکه.
یعنی ببینید چه اتفاقی افتاده که اون فرد از کار مورد علاقش دست کشیده.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
27 مردادِ سال هزار و چهارصد و پنج.
واقعا نمی‌دونم چی بگم.
کل زندگیمون همینه.
فکر می‌کنیم امروز یه روز عادیه چون به عادی بودن عادت کردیم اما یهو اون شوک بزرگ وارد میشه.
یهو یه نفر دیگه پیشمون نیست... یه فرشته.
من تا خود وقتی که تاپیک بالا بیاره، خدا خدا می‌کردم واقعی نباشه
ولی دیگه دعای من تاثیری نداشت چون لنا رفته بود. خیلی قبل‌تر از اینکه من بخوام دعایی بکنم.
 
عقب
بالا پایین