آن گلی را که خلایق بارها بو کردهاندمنم آن شیخ سیه روز، که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
تازه هم باشد برای من گلی پژمرده است..
آن گلی را که خلایق بارها بو کردهاندمنم آن شیخ سیه روز، که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
آن گلی را که خلایق بارها بو کردهاند
تازه هم باشد برای من گلی پژمرده است..
درد یک پنجره را پنجرهها میفهمند
معنی کور شدن را گرهها میفهمند
تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم
روبروی چشم خود، چشمی غزلخوان داشتم