کشتی و گذر کردی، دستان دعا پشتت
بر گود گلویم ماند جا پای هر انگشتت
ته مانده ی یک مرد اگر برگردد
صادق، سگ ولگرد اگر برگردد
کشتی و گذر کردی، دستان دعا پشتت
بر گود گلویم ماند جا پای هر انگشتت
دیوانهتر از من چه کسی هست، کجاست؟
یک عاشق اینگونه از این دست کجاست؟
در خانۀ من عشق خدایی میکرد
بانوی هنر، هنرنمایی میکرد