مشاعره |مشاعره با اشعار علیرضا آذر|

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Mansi
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
مثل دوران خاله بازی بود
مثل یک مرد مرده خوانده شدم
 
زخم از این تیغ و تبر تا که بخواهی خوردم
عشق من، ارّه تن‌تیزتری هم داری؟
 
یکم از دور و بر کم کن
یه کم فکر جهانم باش

آهای پایان تدریجی
شروع ناگهانم باش
 
یکم از دور و بر کم کن
یه کم فکر جهانم باش

آهای پایان تدریجی
شروع ناگهانم باش

شعر تو را داغ به جانت زدند
مهر خیانت به دهانت زدند
 
دلخوش نکن، این متن چیزی نیست
این شعر بی‌تصویر یعنی هیچ
 
رد شو از این درخت افتاده
می‌توانی که دست برداری
 
نوش خودم زهر سراپا غمت
بیشترش کن که کمم با کمت
 
عقب
بالا پایین