اکنون سعی کنید سکوی اعدام را چنان نقاشی کنید که فقط آخرین پلهی آن، به وضوح و از نزدیک دیده شود؛ به طوری که محکوم گام بر آن نهاده است. صورتش رنگ پریده است، درست مانند کاغذی سفید. کشیش صلیب را به طرف او دراز کرده و او با حرص لبهای کبود خود را به سوی آن کشیده و با چشم خیره همهچیز را درک میکند. صلیب و سر: این است موضوع اصلی تابلو. چهرهی کشیش، جلاد، دو نگهبان و چند سر و چشم که از پایین سکو نمایان هستند، همهی اینها را میتوان در نمای پشت تابلو و بهطور مهآلود کشید… چه پردهای!
«ابله»