#۱۶
میگی
شدن
بهم
خفه ازخفهی از
میلرزیدنمیلرزیدند
شدن
زده بود، شال دور...زنه که حالا کنار آرتام زانو زده بود. شال دور شونههاش رو در آورد و روی زخم آرتام گذاشت.
کار رو
بودن
خدا رو شکرخداروشکر
یکیشون
میپیچید، دوباره....میپیچید. دوباره توی چشمهام اشک جمع شد و زیر گریه زدم.