ترسناک تئوری | بازماندگان اشتباه (The Error Survivor Theory)

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع HIIIS
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

HIIIS

مدیر تالار علوم+مقاله‌نویس+مترجم آز+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
ژورنالیست
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,303
پسندها
پسندها
16,071
امتیازها
امتیازها
728
سکه
4,836

مقدمه:​

آیا تا به حال فکر کرده‌ای که چرا وقتی به یک ساعتِ دیواری خیره می‌شوی، اولین ثانیه‌ای که می‌گذرد همیشه «طولانی‌تر» از حد معمول به نظر می‌رسد؟ یا چرا وقتی به تنهایی در یک اتاق هستی، حس می‌کنی فضا خالی‌تر از چیزی است که باید باشد؟ ما عادت کرده‌ایم فکر کنیم که جهان «هست» و ما فقط آن را «مشاهده» می‌کنیم. اما فیزیک کوانتوم یک راز تاریک دارد: مشاهده کردنِ چیزی، آن را تغییر می‌دهد. حالا تصور کن اگر این موضوع فقط در مورد ذرات ریزِ زیراتمی صادق نباشد و در مورد کلِ زندگی ما صدق کند، چه می‌شود؟
 
۱. جهانِ ناتمام:
این تئوری می‌گوید جهان در حالتِ «عادی» خود، اصلاً وجود ندارد. یعنی وقتی هیچ‌کس در یک اتاق نیست، آن اتاق به شکلِ واقعی ساخته نشده؛ بلکه فقط یک «احتمال» است. جهان فقط زمانی «رندر» یا «ساخته» می‌شود که یک «بیننده» (یعنی من یا تو) به آن نگاه کند. مثل بازی‌های کامپیوتری که فقط بخشی از نقشه را پردازش می‌کنند که بازیکن در آن حضور دارد.
 
۲. موجوداتِ حاشیه‌ای:
حالا بخش ترسناک: اگر جهان فقط زمانی که ما نگاه می‌کنیم ساخته می‌شود، پس وقتی ما چشمانمان را می‌بندیم یا پشت‌مان را به جایی می‌کنیم، آن فضا «پاک» می‌شود. اما این تئوری ادعا می‌کند که چیزی در آن فضا باقی می‌ماند. وقتی تو از اتاق خارج می‌شوی، آن «فضا» بلافاصله ناپدید نمی‌شود، بلکه توسط موجوداتی که ما «بیننده» نیستیم (و نباید باشند) اشغال می‌شود. آن‌ها منتظرند تا تو دوباره برگردی تا به نقشِ «انسانِ عادی» خودشان برگردند.
 
۳. خطای دیدِ ارادی:
آیا شده با گوشه چشم چیزی را ببینی که وقتی سریع سرت را می‌چرخانی، غیب می‌شود؟ یا حس کنی سایه‌ای با تأخیر حرکت کرد؟ تئوری می‌گوید این‌ها «خطای بینایی» نیستند؛ این‌ها لحظاتی هستند که سیستمِ رندرِ واقعیت، دیر به تو رسید. تو سریع‌تر از اینکه جهان بتواند خودش را برای حضور تو بازسازی کند، سرت را چرخاندی و «پشتِ صحنه» ی واقعیت را دیدی.
 
۴. زندانی که خودت ساخته‌ای:
بدترین قسمت این است: طبق این تئوری، تو خالقِ دنیای خودت هستی. هرچه بیشتر بترسی، هرچه بیشتر به «سایه‌ها» و «اتفاقات غیرعادی» فکر کنی، مغز تو ناخودآگاه شروع می‌کند به «رندر کردن» همان‌ها در دنیای واقعی. یعنی تو با فکر کردن به ترس، به آن «قدرتِ ظهور» می‌دهی. در واقع، تو در یک زندانِ بی‌پایان هستی که هر چه بیشتر سعی کنی از آن فرار کنی یا به دنبال حقیقت بگردی، بیشتر آن «تاریکی» را در گوشه و کنارِ دنیای خودت «احضار» می‌کنی.
 
عقب
بالا پایین