دانستنی‌های‌روانشناسی آیا اسم انسان می‌تواند روی رفتار و انتخاب‌هایش تأثیر بگذارد؟

HIIIS

مدیر تالار علوم+مدیرآز ادبیات+مترجم آز+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
مدیر آزمایـشی تالار
ژورنالیست
مشاور
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
برترین ارسال کننده ماه
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,847
پسندها
پسندها
18,197
امتیازها
امتیازها
728
سکه
4,770
یکی از جالب‌ترین موضوعاتی که در روان‌شناسی اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته، این است که آیا فقط اسم ما می‌تواند به‌طور نامحسوس روی تصمیم‌ها و ترجیحاتمان اثر بگذارد؟ شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد؛ مگر چند حرف که کنار هم قرار گرفته‌اند، چه قدرتی دارند؟ اما پژوهشگران سال‌هاست پدیده‌ای را بررسی می‌کنند که نشان می‌دهد انسان‌ها معمولاً نسبت به چیزهایی که یادآور خودشان است، احساس مثبت‌تری دارند. این پدیده با نام «خودخواهی ضمنی» (Implicit Egotism) شناخته می‌شود. البته باید توجه داشت که این اثر، اگر وجود داشته باشد، کوچک و وابسته به شرایط است و همه پژوهش‌ها نتایج یکسانی به دست نیاورده‌اند. بنابراین نباید تصور کرد که اسم انسان سرنوشت او را تعیین می‌کند.
 

خودخواهی ضمنی چیست؟​


خودخواهی ضمنی یعنی مغز انسان، بدون اینکه خودش متوجه باشد، نسبت به چیزهایی که به هویت او شباهت دارند، احساس آشنایی یا علاقه بیشتری پیدا می‌کند. نام، حروف اول اسم، تاریخ تولد یا حتی اعداد موردعلاقه می‌توانند چنین اثری ایجاد کنند. برای مثال، فردی که نامش «سارا» است ممکن است ناخودآگاه نسبت به برند، خیابان یا حتی شهری که با حرف «س» شروع می‌شود، احساس آشنایی بیشتری داشته باشد. این علاقه آن‌قدر قوی نیست که تمام تصمیم‌های او را تغییر دهد، اما در انتخاب‌های کوچک و زمانی که چند گزینه تقریباً یکسان هستند، ممکن است نقش داشته باشد. روان‌شناسان معتقدند علت این اتفاق آن است که انسان‌ها معمولاً نسبت به خودشان احساس مثبتی دارند و این احساس مثبت، به چیزهایی که یادآور هویت شخصی هستند نیز تا حدی منتقل می‌شود.
 

مثال خوب​


فرض کنید دو دفتر کار برای اجاره وجود دارد که از نظر قیمت، امکانات و موقعیت تقریباً یکسان هستند. یکی در خیابان «بهار» و دیگری در خیابان «بهنام» قرار دارد. اگر نام فرد «بهنام» باشد، ممکن است بدون اینکه خودش دلیلش را بداند، هنگام انتخاب نسبت به گزینه دوم احساس راحتی یا صمیمیت بیشتری پیدا کند. در اینجا اسم، تصمیم را به‌تنهایی تعیین نمی‌کند، اما اگر همه عوامل دیگر برابر باشند، می‌تواند نقش بسیار کوچکی در ترجیح نهایی داشته باشد.
 

مثال بد (برداشت اشتباه)​


بعضی افراد تصور می‌کنند اگر نام کسی «علی» باشد، حتماً با فردی به نام «علی» ازدواج می‌کند یا اگر نامش با حرف «م» شروع شود، قطعاً شغلی را انتخاب می‌کند که با همان حرف آغاز می‌شود. این برداشت، اغراق‌آمیز و نادرست است. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که اگر چنین اثری هم وجود داشته باشد، بسیار ضعیف است و عوامل مهم‌تری مانند شخصیت، فرهنگ، خانواده، تحصیلات، فرصت‌های زندگی و شرایط اقتصادی، تأثیر بسیار بیشتری بر انتخاب‌های انسان دارند.
 

چرا این موضوع برای روان‌شناسان جالب است؟​


این پدیده نشان می‌دهد که همه تصمیم‌های ما کاملاً منطقی و آگاهانه نیستند. مغز انسان هر روز هزاران میانبر ذهنی به کار می‌گیرد تا سریع‌تر تصمیم بگیرد و گاهی همین میانبرها باعث می‌شوند عوامل بسیار کوچکی، مانند شباهت یک نام یا یک حرف، روی قضاوت ما اثر بگذارند؛ آن هم بدون اینکه خودمان متوجه شویم. به همین دلیل، روان‌شناسان هنگام مطالعه رفتار مصرف‌کنندگان، تبلیغات، استخدام کارکنان یا حتی طراحی برندها، این نوع سوگیری‌های ظریف را نیز در نظر می‌گیرند.
 

نکات جالب​


جالب است بدانید بیشتر مردم نسبت به حروف موجود در نام خود احساس مثبت‌تری دارند و وقتی از آن‌ها خواسته می‌شود حروف الفبا را امتیازدهی کنند، معمولاً به حروف نام خود امتیاز بالاتری می‌دهند.
برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که افراد ممکن است نسبت به تاریخ تولد یا اعداد مرتبط با خودشان نیز علاقه بیشتری نشان دهند.
اثر خودخواهی ضمنی معمولاً در انتخاب‌های کوچک و کم‌اهمیت بیشتر دیده می‌شود؛ مثلاً انتخاب بین دو محصول تقریباً مشابه.
این پدیده به معنی خودشیفتگی نیست. تقریباً همه انسان‌ها تا حدی نسبت به چیزهایی که بخشی از هویتشان را یادآوری می‌کند، احساس آشنایی و راحتی بیشتری دارند.
در سال‌های اخیر، برخی پژوهشگران نتوانسته‌اند همه نتایج اولیه را تکرار کنند؛ بنابراین امروزه دیدگاه علمی این است که اگر این اثر وجود داشته باشد، اندازه آن احتمالاً محدود است و نباید آن را عامل تعیین‌کننده تصمیم‌های مهم زندگی دانست.
 

جمع‌بندی​


نام انسان مانند یک فرمان پنهان نیست که آینده او را تعیین کند، اما ممکن است در برخی موقعیت‌های خاص، به‌عنوان یک سوگیری بسیار ظریف و ناخودآگاه عمل کند. به همین دلیل، روان‌شناسان این موضوع را نمونه‌ای جالب از تأثیر فرآیندهای ناخودآگاه بر رفتار انسان می‌دانند؛ فرآیندهایی که گاهی حتی از وجودشان خبر نداریم، اما می‌توانند انتخاب‌های بسیار جزئی ما را تحت تأثیر قرار دهند.
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 2)
عقب
بالا پایین