آمدی حالِ مرا سخت بگیری بروی؟
زخمِ احوالِ مرا دست بگیری بروی؟
قول دادی که بیایی به دلم سر بزنی!
بعد از آن گر نفسی، هست، بگیری بروی... .🥀
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
اشکها را پشت لبخندی مخفی میکنیم که خیلی درد میکند و هیچکس نمی‌فهمد...
ما را درد همین نفهمیدنها میکشد؛ نه زخم‌ها...



 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
در دل شب، صدای باران بود،
خاطره‌ات کنار این جان بود.
رفتی و ماند عطر رویایت،
در نفسِ خسته‌ی خیابان بود.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
ماه اگر افتد به دامان شبم،
روشنی از نام تو می‌طلبم.
ساکت و آرام چو نسیمِ سحر،
می‌وزد یادت به دلِ بی‌خبر.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
نه دیگران مرا می‌فهمند، نه خویش، خویش‌را...
 
دلتنگم به سان ماهی جداشده ازآب
دلتنگم به سان صدای یاکریم های امامزاده
هنگام اذان مغرب

دلتنگم برای رُزهای آبی که یادآورخوبی های توهستن.....
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 65)
عقب
بالا پایین