شعر [ یه شعر به نفر قبلیت هدیه بده ]

  • اینجا اشک آزاد است
    فریاد آزاد است
    اما سکوت، نه...
    بیا برخیزیم
    تا پژواک فریادمان
    چشمه را
    از میان سنگلاخ ظلم جاری کند
 
من دیگه خسته شدم بس که چشمام بارونیه پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • هیس جان خستم، از نگاه دوستان!
 
نمیخوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم نمیخوام گناه بی عشقی بیوفته گردنم
نمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • من درباره‌ى تو به آن‌ها نگفتم،
    اما تو را ديده‌اند كه در چشمانم زندگی میکنی.
    من درباره‌ى تو به آن‌ها نگفتم،
    اما تو را در كلماتِ نوشته شده‌ام ديده‌اند.
    عطر عشق، نمى‌تواند پنهان بماند)
 
همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست این همه طلسم و ورد جای خوش دعا کجاست
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • ای فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود؟
    من که خود راضی به خلقت نبودم زور بود.
    من که باشم یا نباشم کار دنیا لنگ نیست.
    من بمانم یا بمیرم هیچ کس دلتنگ نیست:)
 
نمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم وایسا دنیا وایسا دنیا من میخوام پیاده شم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • کاش‌می‌شد‌سرنوشتِ‌خویش‌را‌‌،‌از‌سر نِوشت،
    کاش می‌شد اندکی تاریخ را بهتر نوشت،
    کاش می‌شد پشت پا زد بر تمام زندگی . .
    داستان عمر خود را گونه‌ای دیگر نوشت!
 
یه شب زیر بارون که چشمم به راهه
میبینم که کوچه پر نور ماهه
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
عقب
بالا پایین