شعر [ یه شعر به نفر قبلیت هدیه بده ]

گفته بودی جای او می آید و آرام باش
جاى او شاید،ولیکن مثل او محبوب نیست
 
  • شب‌بود‌شمع‌بود‌من‌بودم‌و‌غم...
    شب‌رفت‌شمع‌سوخت‌من‌ماندم‌و‌غم...❤️‍🩹
 
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
 
  • چرخ گردون چه بخندد چه نخندد تو بخند
    مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند
    غصه ها فانی و باقی تو بخند
    گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند:)
 
تا قیامت
روزهای من
زیر پتو سپری می شوند
 
  • مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد
    وگر پنهان کنم ترسم که مغز و استخوان سوزد..
 
بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچکس کاری به کار من نداشت
 
نه بیمارم نه خوشحالم نه از حالم خبر دارم
گهی با جان گهی با دل گهی از هر دو بیزارم
 
به درد و داغ تنهايي دوا از کس مجو اي دل
نه اظهار جراحت هاي خود، ني ياد مرهم کن
 
ناله اگر که برکشم، خانه خراب می شوی
خانه خراب گشته ام، بس که سکوت کرده ام …

“صائب تبریزی”
 
عقب
بالا پایین