*~*خاطرات ترسناک کاربران*~*

موضوع از عنوان تاپیک مشخصه,
اتفاقات ترسناکی که براتون افتاده رو اینجا تعریف کنید×~×
 
آخرین ویرایش:
با دوستان رفتیم مشهد قرار بود یه مدت تو یه حسینیه باشیم رفتیم تو حیاط که بریم دستشویی یه قبر تو حیاط بود و مثل اینکه قبر کسی بود که مسجد وقف کرده .خلاصه هر وقت به عکس اقای شهلا خدا بیامرز نگاه میکردیم لبخند میزد گاهی هم از کارهای تینجری ما عصبانی میشد اخم میکرد .و همه میترسیدن .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

با دوستان رفتیم مشهد قرار بود یه مدت تو یه حسینیه باشیم رفتیم تو حیاط که بریم دستشویی یه قبر تو حیاط بود و مثل اینکه قبر کسی بود که مسجد وقف کرده .خلاصه هر وقت به عکس اقای شهلا خدا بیامرز نگاه میکردیم لبخند میزد گاهی هم از کارهای تینجری ما عصبانی میشد اخم میکرد .و همه میترسیدن .


اون شب که رفتیم شهرستان.
تو یه اتاق بزرگ با دختر فامیل تنها خوابیدیم و بعد تو خواب حرف زد ?من از ترس از روی تو غلت زدم اونطرف ?
 
آخرین ویرایش:
یکی دیگه از اتفاقات ترسناکم این بود که تو خیابون پر جمعیت با مخ بر زمین سقوط کردم
خدایا بهش فکر می کنم برگ ریزان میشه Banghead. GifFaceplame. GifS1906. GifS2084. GifS2109. Gif
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
پسرخاله دو سه ساله ام جلو چشمای خودم از پله ها پرت شد پایین حدودا پنج تا پله، من تا یک هفته کابوسشو می دیدم کله ام هم هنوز از شدت ضربه ای که خودم نثار خودم کردم درد می کنه
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
اون شب که رفتیم شهرستان.
تو یه اتاق بزرگ با دختر فامیل تنها خوابیدیم و بعد تو خواب حرف زد ?من از ترس از روی تو غلت زدم اونطرف ?
اره راست میگی اصلا یادم بهش نبود .ترسناک ترین خاطرمون همین بود که میگی .تا صبح خوابمون نبرد از ترس.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
اره راست میگی اصلا یادم بهش نبود .ترسناک ترین خاطرمون همین بود که میگی .تا صبح خوابمون نبرد از ترس.


اون شب توی حموم شیر آب خود ب خود باز شد صدای آب میومد بعدش هم خودش بسته شد ?


تترسناک‌تر وقتی که مجبور شدم اصفهان باهاتون بیام تو اونجا که پر از سوسک و مار و عنکبوت چندش بود ?
زانو هام سست شده بود
 
آخرین ویرایش:
@parastoo

بچه بودیم
با علیرضا تو اتاق...
داشتین حرفای ترسناک می زدین!
علیرضا گفت و هم اینکه داره نزدیک میشه الان صدای پا میاد که
یکی تو حیاط اومد. برق هم خاموش بود من از ترس پاشدم فرار کنم
زدم به بخاری
با لوله و همچی از جا در اومد ?????
آخ چقدر من مظلوم بودم از بچگی
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین