:hmmm:سه روز پیش تو خونه نشسته بودم و داشتم فیلم میدیدم و تنها بودم ...در خونه باز بود ..
فیلم داشت به اوجش میرسید که دروازه ی خونمون محکم بهم برخورد کرد و همزمان در خونه هم بسته شد و یکی با صدای مامانم میکوبید به درو بلند بلند اسممو صدا میزد..اولش ترسیدم..با ترس رفتم درو باز کردم کسی نبود رفتم تو حیاط دیدم اونجا هم کسی نیست...برگشتم خونه صدای تلوزیونو زیاد کردم نشستم ادامه فیلمو دیدم
فیلم داشت به اوجش میرسید که دروازه ی خونمون محکم بهم برخورد کرد و همزمان در خونه هم بسته شد و یکی با صدای مامانم میکوبید به درو بلند بلند اسممو صدا میزد..اولش ترسیدم..با ترس رفتم درو باز کردم کسی نبود رفتم تو حیاط دیدم اونجا هم کسی نیست...برگشتم خونه صدای تلوزیونو زیاد کردم نشستم ادامه فیلمو دیدم
آخرین ویرایش توسط مدیر: