*~*خاطرات ترسناک کاربران*~*

سیب زمینی پشندی فقط 4 سالم بود S2109. GifS2109. Gif


یه بارم رفتم دست شویی یهو درش از او طرف قفل شد حالا من در به درم خونه تنها بودم 😕
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
ی بار خواب دیدم پنجره اتاقم بازه خب، بعد باد زد ی چیزی از جلوی میز توالت افتاد، نمیدونم دقیقا چی بود ولی هرچی بود افتادSisi3. Gif
بعد من ترسیدم، پاشدم رفتم سمت در، دیدم باد زد درم بسته شد، بازم نمیشد لاناتیSisi3. Gif
بعد حس کردم یکی پشت سرمه، اصن داغ شده بودم داشتم منفجر میشدم از شدت ترسSisi3. Gifیاد سینمایی مقصد نهایی افتادم
بعد از خواب ک بیدار شدم، باد زد همون چیز از جلو میز توالت افتادSisi3. Gif
منم با کله رفتم سمت در، وسط هال غش کردم، البته هوشیار غش کردمSisi3. Gif
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
ی بارم یجا خوابیده بودم، بیرون شهر بود تو ی ویلای کوچیک و بی در و پیکر و ایناSisi3. Gif
گرم خواب بودم، حس کردم ی چی رو دستم داره راه میره... منم پرتش کردم اونور
چشامو باز کردم خدا روز بد نیاره واستون ی سوسک اندازه کلاغ با بالهای باز شده برای بی پروا پرواز کردن کنارم بودSisi3. Gif
ینی جیغ زدما، جیغ8. Gif
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یادش بخیر... اولین باری ک فیلم حلقه رو دیدم هفت هشت سالم بود خب
بعد من از بچگی توی اتاقم تنها میخوابیدم Sisi3. Gif
تا یکی دو هفته همش فک میکردم الان اون روحه از مانیتور کامپیوترم میاد بیرون50.gif
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
وقتی پنج سالم بود انگشتم لای در اهنی گیر کرد قطع شد البته قطع کامل که نه نصف شد از وسط به یک پوسته بند بود .
وحشتناک ترین صحنه نبود ولی خیلی تعجب اور بود دریای خون از انگشتم میومد بیرون داداشم دادم میزد انگشتتو بگیر نیافته .
خیلی درد داشت و شوک بر انگیز بود برام که اگر انگشتمو ولم میکردم می افتاد زمین ?
هنوز هم جای بخیه هاش هست و انگشت حلقه دست چپم خیلی متفاوت با انگشتای دیگه ام ?
ولی خاطر جالب و شیرینی شد برام ??
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
دیشب نه شب قبلش، خواب دیدم که رفتم تو یه اتاق گوشیم رو بردارم، بعد به در و دیوار نگاه کردم دیدم اوووه سه‌تا مارمولک تو اتاق هست! بنده خیلی از مارمولک می‌ترسم، یعنی اگه بهم بگن یا یه مارمولک به سرعت جت، از کنارت رد شه یا میمیری، من مرگ رو انتخاب می‌کنم!
سریع رفتم گوشیم رو برداشتم خواستم برگردم، دیدم مارمولکه مثل عنکبوت تار انداخته اومد پایین، و دماغش چسبیده به دماغم... تو خواب جیغ زدم بیدار شدم، یهو چشمم به گل کاغذ دیواری افتاد، مارمولک دیدمش جیغ زدم???و وقتی داییم لامپ رو روشن کرد دیدم نبابا گله?‍♀️?
 
آخرین ویرایش:
ی شب یکی از دخترای فامیل اومد خونمون شب اونجا خوابید 7165.gif
منم هی میگفتم جن جن جن درموردش حرف میزدم بعد یکدفعه لامپ خاموش شد ینی سوخت S1956. Gif
منم تندی از اتاق پریدم بیرون فقط میگفتم یچیز خوردمS2105. Gif
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یه بار خونه مامان بزرگم اینا رفتم حمام Sisi3. Gif
و حولمو یادم رفت ببرم Frustrat. Gif
و از شیشه مات حمام دیدم یکی اومد یه چی گذاشت پشت در Hanghe. Gif
منم خوشحال خوشحال حوله رو پوشیدمو رفتم بیرون 50.gif
.
.
.
حالا میگین نکته ترسناکش چیه
.
.
. اینه که اون روز کسی خونه مامان بزرگم اینا نبود و هرچیم پرسیدم گفتن هیچ کس نیومده خونه تو اون مدتی که من حمام بودم ??

.

. خلاصه دیگه نرفتم خونشون ?
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یه بارم تو پارکینگ رفتم ماشینمونو گرم کنم که با خانواده بریم بیرون ?

خلاصه این پارکینگه نه چراغی داشت نه منبع نور ?

اقا من حس کردم یه چیزی بیرون ماشین تو پارکینگه در ماشینو قفل کردم ??
ولی چند لحظه بعد به فکر این افتادم اگه تو ماشین باشه چه غلطی کنم ?
دیگه خلاصه قفل درو باز کردم که یه لحظه دیدم یه سایه ای رو روی صندلی کمک راننده میبینم و بعدم یه صدای هیس ارومی دیگه خلاصه جیغای فرا بنفش من همانا صدای غرشی که بعدها فهمیدم صدای گاز دادن من با ماشین بدبخت بوده دیگه خلاصه تا ده دقیقه در حال گاز دادن با تمام قدرتو جیغ کشیدن بودم ??
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
عقب
بالا پایین