از ع چیزی به ذهنم نمیرسه
با "ی" میگم

یه روزی وسط یه تابستون سرد
کنارم نشسته بود فرشته مرگ
نگاه اون بود به چراغای تو شهرو
نگاه من قفل رنگ چشاشو موهای لختش
یه سکوت عمیق غیر طبیعی
یه حس آشنا و یه تپش قلب قدیمی
حال و هوای یه خاطره که چپ سینمه
مرز بین کلی شناختن و حس غریبی
گفت: وقت رفتنه..
 
همیشه بغضِ تو دنیامو لرزوند
هوای گریه هامو داری یا نه؟

یه عمره که فراموشت نکردم
منو به خاطرت میاری یا نه؟
 
بی بی گل،فدات بشم،دیگه بی تو خسته ام بی بی گل.
(پ)
 
ل
لبخند بزن من بزنم واسه تو گیتارو
اسپند برات دود کنم دور کنم درد و بلاهارو
 
ل
ل
بخند بزن من بزنم واسه تو گیتارو
اسپند برات دود کنم دور کنم درد و بلاهارو
وای اگر آنچه شنیدم راست باشد چه کنم
آنکه رفته واقعا می خواست باشد چه کنم
وای اگر باز نگردد فرصت دیدارش
هی نگویید به من او تنهاست، باشد چه کنم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
وای اگر آنچه شنیدم راست باشد چه کنم
آنکه رفته واقعا می خواست باشد چه کنم
وای اگر باز نگردد فرصت دیدارش
هی نگویید به من او تنهاست، باشد چه کنم
م
میترسم از آن شب که تو
آسوده بی من سر کنی
پایان احساسِ مرا
باور کنی ٫ باور کنی
با این که درلگیرم ازت
الهییی ؛ الهییی ؛ دنیا برات بسازه
الهييي ؛ الهییی ؛ دِلت به غم نبازه

 ه
 
هستی رویایی من
عشق اهورایی من
ساحل دریایی من
تویی لیلای من
 
نبسته‌ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من
 
نبسته‌ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من
نه فقط از تو اگر دل بکنم می‌میرم
سایه‌ات نیز بیفتد به تنم می‌میرم
بین جان من و پیراهن من فرقی نیست
هر یکی را که برایت بکنم می‌میرم

-درسته این شعر کاظم بهمنیه اما حامد نیک‌پی خوندش
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
عقب
بالا پایین