شعر •| شعری که بر دلت نشست |•

ترک ما کردی ولی با هرکه هستی یار باش!

وحشی بافقی
 
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید
 
نامه‌ات را هنوز می‌خوانم گفته بودی بهار می‌آیی…
می‌نویسم قطار اما تو… با کدامین قطار می‌آیی؟!
 
عقب
بالا پایین