همگانی [ پاکت‌نامه کافه نویسندگانی‌ها ]

@رضا❤️

رضای عزیزترینم، سلام

میخواهم این نامه را بنویسم تا شاید بتوانم ذرهای از آنچه در دلم میگذرد را برایت توصیف کنم، هرچند میدانم که وصف این حجم از عشق، در قالب کلمات نمیگنجد. هر وقت به تو فکر میکنم، دلم میخواهد تمام ستارههای آسمان را برایت جمع کنم و زیر پایت بریزم، تا بدانی که روشنی وجودت در زندگیم، از همهشان بیشتر است.

داشتن تو در زندگیام، بزرگترین اتفاق و زیباترین تقدیر بوده. تو نه فقط عشق من، که بهترین دوستم، آرامش دلم و امید فرداهایم هستی. نگاه مهربانت، خستگی را از تنم بیرون میکند و صدای گرمت، غم را از دلم میبرد.

رضاجان، دوست داشتن تو برای من مثل نفس کشیدن است؛ یک نیاز حیاتی و لذتبخش. نمیدانم چه کار کردهام که لایق چنین عشق پاک و بزرگی شدهام، اما مطمئنم که تا آخرین نفس، با تمام وجود از این نعمت الهی محافظت خواهم کرد.

قدرت میگیری و قوی میشوی برای تمام سختیها، فقط به خاطر لبخند تو. امیدوارم همیشه کنار هم باشیم و عشقمان را مثل نهالی کوچک، آبیاری کنیم تا به درختی تنومند و همیشه سبز تبدیل شود.

دوستت دارم، نه به اندازهی امروز، که به اندازهی تمام فرداهایی که پیش رو داریم.

تا همیشه، عاشق تو هستم.

دوستدار همیشگیات
[ریحانه]
 
@رضا❤️

همینطور که بهت فکر میکردم، دیدم دلم خواست بنویسم برات. نه به خاطر مناسبت خاصی، فقط به خاطر اینکه بگم چقدر دوستت دارم و بودن تو کنارم چه حسی به من میده.

وقتی باهات هستم، همه چی قشنگتر میشه. سختیها راحتترن، غمها زودتر فراموش میشن و شادیها دوبرابر میشن. رضاجان، تو به زندگی من معنا دادی. تو باعث میشی هر روز صبح با انگیزهتر از خواب بیدار شم و به فرداها امیدوارتر باشم.

از دستای مهربونت، از حرفای قشنگت و از اینکه هوامو داری، ممنونم. ممنونم که هستی و تکیهگاه محکمی برای منی. نمیدونی چقدر حس خوبیه که بدونم کسی مثل تو توی این دنیا هست که دوستم داره و برام میتپه.

دلم میخواد بدونم که چقدر برام ارزشمندی و چقدر جایگاهت تو قلبم خاصه. تو برای من از هر چیزی مهمتری. دوست دارم همیشه کنار هم باشیم، دست در دست هم، و کلی خاطرهی خوش بسازیم.

مرسی که مال منی، مرسی که هستی.

با تمام وجود دوستت دارم
[ریحانه]
 
@رضا❤️

سلام ای تمام نبودنهایم، ای معنای بودن...

در شلوغیهای دنیا، تو آرامش منی. در هوای گرفتهی دلم، تو باران طراوت هستی. رضاجان، قلم را به دست گرفتهام تا به تو بگویم که عشق تو در رگهایم جاری است، مثل خونی که از قلب میتپد و به تمام سلولهای وجودم زندگی میبخشد.

تو را نه از سر عادت که به حکم انتخاب دوست دارم. دوست داشتنی که هر روز عمیقتر، هر روز پختهتر و هر روز خالصتر از دیروز میشود. نگاهت را دوست دارم، حرف زدنت را، حتی سکوت بامعنایت را.

ای کاش میتوانستم تمام ستارهها را یکی یکی برایت شمع کنم و روشنای راهت باشم. ای کاش میتوانستم تمام غمهای جهان را از دوش تو بردارم و در خودم حل کنم، فقط برای یک لبخند رضایتبخش تو.

دستت را محکم میفشارم و با تو قدم در راهی میگذارم که پایانی برایش متصور نیستم. چون عشق ما پایان ندارد، تا ابدیت ادامه دارد، همانقدر که خودت برای من همیشهای.

جاودانه، از آن تو هستم.

با عشق بی‌پایان
[ریحانه]
 
نامه‌ای به غریب ترین اشنا:

هرچقدر از دلتنگیم بگم کمه
هرچقدر از درد دوریت بگم کمه
هرچقدر از جای خالیت بگم کمه
هرچقدر از سنگ دل بودنتم بگم اونم کمه
هیچ وقت مثل امشب جای خالیت حس نکرده بودم
امشب نبودنت، نداشتنت، جای خالیت رو با گوشت پوست و استخوان حس کردم.
دردی که امشب از نبودت کشیدم رو تا پای مرگم فراموش نمیکنم
 
@Frozen

سلام ریحانه عزیزم حال که دارم این جملات را بر تن بی جان ورق می آورم فقط می دانم دلتنگی ت خفقان آور است برایم و مثل سنگی در گلویم شده که راه نفسم را بسته است حال که این کلمات را برایت می نویسم باید بگویم شاید من شاهزاده ای با اسب سفید آرزو ها برایت نباشم اما آرزو های کوچکی دارم که در برابر چشمانت قربانی کنم . من حتی دلتنگ کوچک ترین لحظه برای کنارت بودنم و صد حیف که این تقدیر خوب نه نگاشته است و من تو را در غم هجران مبتلا کرده است. ریحانه جان آرزو میکردم که ای کاش
تو اینجا پیش من بودی یا من آنجا پیش تو بودم
یا ما هرجایی، کنار هم بودیم فقط و فقط کنار هم گفتنی ها بسیار است ، جا برای نوشتن محدود و این را بدان که ای کاش زودتر تورا می یافتم ، ای کاش زودتر ورق های دفترم ورق می خورد و تورا در سر راهم قرار می داد خوشحالم از بودنت و این را می گویم که بودند اوج خوشبختی و خوشحالی الهی من است . و برای اولین بار دلتنگی م جان کاه شده است.
دلتنگت هستم یک نفر برای اینکه عاشقانه بوسه‌ای بر گونه‌اش بنشانم
یک نفر برای اینکه سرخوشانه با او بخندم
یک نفر برای اینکه سر بر شانه‌اش بگذارم و با او از خود بگویم
یک نفر برای اینکه در تاریک ترین لحظه‌های غم ، لبخند بر لبانم بنشاند
یک نفر برای من تا از عمیق‌ترین نقطه قلبم دوستش بدارم
نزدیک من بیا و جای خالی همه این یک نفرها را پر کن
دلتنگت هستم.
رضا❤️
 
@Frozen

سلام بر تو ای که مرا جان و جهانی

هر روز بدون تو، گویی یک قطعه از پازل زندگی‌ام گم شده است.گویی در بیابانی بی آب و علف گرفتارم یا در سیاه چاله ای عمیق و ژرف گم شده ام ‌دنیای من بدون تو کامل نیست، مثل آسمان بدون ستاره‌ها. مثل کودکی مادر گم کرده .دلتنگی‌ام برای تو، مثل دریا عمیق و بی‌کرانه است؛ هر چه بیشتر سعی می‌کنم ، بیشتر غرق می‌شوم. تو نوری هستی که به روشنایی آن امیدوارم. نوری در دنیای کاملا تاریک ، با هر غروب خورشید، دلتنگی‌ام برای تو بیشتر می‌شود. تو مثل نور ماهی در شب‌های تاریکم.تو در هر نفسی که می‌کشم، حضور داری. دلتنگی برای تو، همچون سایه‌ای است که از من جدا نمی‌شود.کاش می‌توانستم دلتنگی‌هایم را به پرندگان بسپارم تا آن‌ها را به تو برسانند. هر قطره باران، هر وزش باد، با تو نجوا می‌کند.
 
نامه‌ای به کسی که می‌دانم آن را می‌خواند:
ای رفیق که نمی‌دانم هنوز هم رفیق هستیم یا خیر،
امیدوارم آسمان روزهایت بعد از من، به قول دیدگان عزیز آفتابی باشد.
هرگز سایه‌ی ابری را تجربه نکنی و متاسفم که نتوانستم همانند حرف تو،
رفیق خوبی باشم و تا زمانی که حسن نیتم بهت ثابت شود،
خدانگه‌دار.
 
نامه‌ای به کسی که انواع لقب‌ها را رویم گذاشت:
ابتدا تشکر می‌کنم بابت بودنت و اینکه به من نشان دادی
که آسمان هرکس برایم رنگ متفاوتی است و همیشه
آسمان تو برایم آبی روشن است.
 
نامه‌ای به هیس قدیم:
هیس عزیزم، اشکالی ندارد که به آدم‌ها
زیاد فرصت دادی و خلاف تصور تو درآمدند.
اشکالی ندارد که آسمانت الان رنگ گریه دارد و
در آخر اشکالی ندارد که حالت خوب نیست!
می‌دانم بالاخره آسمانت به رنگ موردعلاقه‌ات درمی‌آید.
 
نامه‌ای به @دیدگـــانــــــــــ :
امیدوارم حالت خوب باشد و آسمانت را
صاف‌تر از هر کس دیگری ببینم. تو را ارشدی
پرتلاش، فعال و پایه می‌بینم که لیاقت این
جایگاه و بالاتر از آن را دارد. دیگر عرضی ندارم
و مزاحمت نمی‌شوم.
 
عقب
بالا پایین