شب همه گی به خیر تو هم زیاد فکرتو مشغول نکن عزیزم?فعلا من برم به خوابم?می بینمتون
آخرین ویرایش توسط مدیر:
نه اگه تو اونارو حس کنی دلیل بر این نیست که اونا هم اینو بفهمن یا برعکسواقعا اگه من اونارو احساس کنم اونا متوجه میشن ویا اگه اونا منو احساس کنن من متوجه میشم ؟ ممکنه همه صداهایی که ما میشنویم از توهم بوده باشن ؟ارواح یه چیزایی در مورد احضارشون شنیدم?یعنی یه جورایی مثل اینکه موجودات زیادی در کنارهم ودر بعد زمانی دیگه ای زندگی می کنن وما نمیتونیم همدیگه رو ببینیم وفقط توی یه اتفاق یا کم یا زیاد شدن محدودیتامون میتونیم همو احساس کنیم ویا صدای دیگری رو بشنویم؟؟درست گفتم?اوهوم متوجه ام دقیقا درکت می کنم منم باهات هم عقیدم مثلا اگه من جن بودم وهر روز هم نوعانمو میدیدم اگه یه روزی یه انسان می دیدم خیلی می ترسیدم ?درسته؟ تجربه ی جالبیه ولی من همون در حد اطلاعاتو دوست دارم و درست می گی اگه کسی نخواد کسه دیگه ای نمیتونه مجبورش کنه مگه اینکه خودش بخواد وازش سوال بپرسه درست مثل الان من توبه من زور نکردی من خودم کنجکاو شدم بدونم مگه نه?ومن واقعا حرفاتو قبول دارم ❤من اگه قبولت نداشتم اصلا ازت سوال نمی پرسیدم ولی من بهت اعتماد دارم?
من نظر خودمو تو این زمینه بهت میگم با هر انتخاب توی زندگی میتونه سرنوشت متفاوتی بوجود بیاد از عمین لحاظ سرنوشت نوشته شده که در اصل نتیجه انتخاب توعه ولی تو مختاری که چی رو انتخاب کنی پس خودت انتخاب میکنی به سمت کدوم سرنوشت نوشتع شده بری!من دوتا چیز شنیدم اولیش اینه که سرنوشت ادما از قبل نوشته شده.?ودومیش انسان ها خودشون سرنوشت خودشونو میسازن.?ومن جواب قطعی واسه اینکه کدومشون درستن پیدا نکردم؟
نه عزیزم جنگیری نکردم چون اهلش نیستمواقعا ؟چه جوری اذیت شدی؟یعنی جنگیری می کردی؟ یعنی اگه دنبالشون بریم یا احضارشون کنیم پشیمونمون می کنن یعنی اذیت می کنن؟مگه انسان ها اشرف مخلوگات نیست پس باید ما یه چیزی داشته باشیم که اونا نداشته باشن می تونی اگه یکیشونو دیدی ازشون این سوالو بپرسی؟عواقبش ؟منظورت چیه؟یعنی یه کار وحشت ناک در موردت انجام دادن؟اگه برات مقدور میشه برام توضیح بدی؟???
درست مثل این که من از وجود یه گربه توی پشت بوم خبر داشته باشم دلیل بر این نیست که اونم متوجه من بشه??درسته؟حتما دروقت مناسب نگاه می کنم فکر کنم جواب خیلی سوالامو تو اون پیدا کنم?اوهوم چه جالب پس توهم یه بحث کاملا جدا از این موضوع مگه نه؟که این طور پس درست فهمیدم همه ما باهم زندگی می کنیم حتی شاید توی یه خونه باشیم ولی دنیای متفاوتی داریم?توی دنیای هم سرک بکشیم؟یعنی می تونیم به دنیای دیگری بریم؟بدون اینکه اسیب ببینیم؟احتمالا اونا زیاد خوشحال نمیشن که مارو ببینن ؟درسته? واقعا ممنونم واسه توضیحاتت اگه میشه بیشتر توضیح بدی در موردشون ممنون میشم❤❤باشه مواظبم ممنون واسه اختارت?نه اگه تو اونارو حس کنی دلیل بر این نیست که اونا هم اینو بفهمن یا برعکس
فیلم others رو دیدیگ ببینیش اینارو کاملا درک میکنی !
و اینکه توهم از حس کردن این چیزا جداست ! گاهی فرد اینقدر به یه موضوع فکر میکنع و گیر میده بهش که مغز از خستگی شروع به داستان بافی میکنع ولی کاهش محدودیت فرکانسی متفاوته !
دقیقا من همه در کنار همیم بدون اینکع هم رو ببینیم مگر اینکه بخوایم تو زندگی و دنیای هم دیگه سرک بکشیم
کاملا درسته به هرچی عادت کنی اون عادیه در صورتی که شاید واسه یکی دیگه این ترسناک باشه!
کاملا موافقم ولی مواظب باش کنجکاویت کار دستت نده!
ام ببینم میشه اگه نونستی اونارو واسم بفرستی؟ می تونیم بریم واتساب یا تلگرام برام بفرستی؟ صداش فقط کلفت بود یایه جور ترسی تو دلت مینداخت؟ چه اس ام اسی دادمیشه واسه من بفرستیشون؟عجیب غریب کثلا چه جوری؟منظورت اینه که بعد خوابت یه چیزی میبینی که در اینده چه دور وچه نزدیک اتفاق میفته چون این وتسه منم بعضی وقتها رخ میده یا یه چیز دیگه؟ ببخشید میشه واضح بگید?چه جوری اگه به یه چیزی فکر می کردی اتفاق میفتاد؟مثلا اگه به رفتن به جایی فکر می کردی اتفاق میفتاد؟شاید یکی میخوتست ازیتت کنه؟پس یه جورایی ایه وان یکادم میتونه یه کارایی بکنه?مگه نه؟من تایپک رو که دیدم یاده چند وقت پیشم افتادم.
حدودا یه ماه پیش یه ویس عجب غریبی توی واتس اپ برام فرستاده شد. برام هنوزم عجیب غریبه! توی اون ویس اون شخص حرف میزد اما قابل مفهوم نبود و به سختی آدم متوجه میشد که طرف متقابل دختره و یا پسره!
حس کردم پسره چون صداش کلفت بود.
بلاک کردم و گفتم حتما یکی مزاحمم شده.
چند روز بعد تو همون ساعت بهم اس ام اس داد که گذاشتم تو بلک لیستم. دوباره هفته بعدش تو همون تایم قبلی دوباره زنگ زد. دیگه خیلی ترسیده بودم تا اینکه یه شب طرفای ده خیلی بهم زنگ زد و اس ام اس داد.(چون تو بلک لیسته نمیتونم جوابشو بدم ولی میبینم چه اسام اسی یا چند بار زنگ زده) اس ام اس هاشو باز کردم. توشون فقط جن رو فهمیدم. عجیب غریب نوشته بود!
خیلی میترسیدم. حتی از سایهی خودم چون اخیرا یکی از خواب هام تعبیر شده بود و به هر چیزی که فکر میکردم اتفاق میافتاد. تا اینکه چند روز پیش گردنبند وان یکادم که زنجیرش پاره شده بود رو مادرم درستش کرد و به گردنم انداختم. از اون موقع دیگه هیچ تماس و یا اس ام اسی از اون فرد نداشتم. اما هنوزم میترسم!
با هر انتخواب مثلا من می تونیم انتخواب کنم به رشته علوم انسانی برم یا علوم تجربی وهر کدومو انتخواب کنم اتفاق های متفاوتی واسم میوفته درسته؟فهمیدم پس یعنی هردو ما خودمون سرنوشتمونو میسازیم وهمین طور سر نوشت ما از قبل نوشته شده درستن ویه جورایی میشه گفت که ماخودمون سرنوشت خودمونو میسازیم و نتیجه انتخواب من از قبل نوشته شده ?؟؟یه جوراییم میشه گفت که سرنوشت جلو ما هزار تا راه گزاشته و اتفاقاتی که قرار توی هر راه بریم از قبل نوشته شده??ومن خودم انتخواب می کنم که توی کدوم راه قدم بزارم?من نظر خودمو تو این زمینه بهت میگم با هر انتخاب توی زندگی میتونه سرنوشت متفاوتی بوجود بیاد از عمین لحاظ سرنوشت نوشته شده که در اصل نتیجه انتخاب توعه ولی تو مختاری که چی رو انتخاب کنی پس خودت انتخاب میکنی به سمت کدوم سرنوشت نوشتع شده بری!