در حال ویرایش دلنوشته مأمن مهر| به قلم ریپر

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سونی
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

سونی

مدیرتالارعلوم‌+آزرادیو+شایعه‌نویس+آزتدوینگر‌ومترجم
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
منتقد ادبی
ناظر همراه
ژورنالیست
رمان‌خـور
گوینده
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,633
پسندها
پسندها
20,489
امتیازها
امتیازها
813
سکه
7,634

به نام سکوتی که فریاد می‌زند
اثر: مأمِن مِهْر
به قلم: SONIYA_RPR
ژانر: تراژدی، عاشقانه

دیباچه:

مادر، مأمن آرامش و مهر است، جایی که جهان با تمام وسعتش در برابر او کوچک می‌نماید. تو همچون ماه در دل شب، خورشید در صبح امید، و ستاره‌ای که مسیر زندگی را روشن می‌کند. مادر، گل بی‌پژمری است که عطر محبتش همیشه در جان ما جاری است و قاصدکی است که نسیم وجودش آرزوهای مرا پرواز می‌دهد. در این دنیای بی‌انتها، هیچ چیز به اندازه‌ی حضور تو، معنای حقیقی زندگی را نمایان نمی‌کند.
مادر، واژه‌ای‌ست که با آغو*ش آغاز می‌شود و با بی‌نیازی تمام.
او نه فقط زنی‌ست که زاده‌ایم از تنش، بلکه جهانی‌ست که در آن زیسته‌ایم بی‌نام.
این دل‌نوشته، زمزمه‌ای‌ست از ریشه‌ها، از خاکی که بوی آغو*ش می‌دهد.
از زنی که در سکوتش، هزار فریادِ عشق نهفته است.
از مادری که بودنش، معنای بی‌نیاز بودن است.
 
آخرین ویرایش:
•○°●‌| به نام خالق واژگان ‌|●°○•°

do.php



نویسندگان گرامی صمیمانه از انتخاب انجمن کافه نویسندگان برای ارائه آثار ارزشمندتان متشکریم!

‌‌


پیش از شروع تایپ آثار ادبی خود، قوانین و نحوه ی تایپ آثار ادبی در"انجمن کافه نویسندگان" با دقت مطالعه کنید.
‌‌


قوانین تایپ دلنوشته


شما می‌توانید پس از 10 پست درخواست جلد بدهید.



درخواست جلد برای آثار

‌‌
پس از گذشت حداقل ۱۵ پست از دل‌نوشته، می‌توانید در تاپیک زیر درخواست نقد دل‌نوشته بدهید. توجه داشته باشید که دل‌نوشته‌های تگ‌دار نقد نخواهند شد و در صورت تمایل به درخواست نقد، قبل از درخواست تگ این کار را انجام بدهید.


درخواست نقد دلنوشته

‌‌

پس از 15 پست میتوانید برای تعیین سطح اثر ادبی خود درخواست تگ بدهید.



درخواست تگ برای دلنوشته


همچنین پس از ارسال 20 پست پایان اثر ادبی خود را اعلام کنید تا رسیدگی های لازم نیز انجام شود..


اعلام اتمام آثار ادبی

‌‌

اگر بنا به هر دلیلی قصد ادامه دادن اثر ادبی خود را ندارید می توانید درخواست انتقال به متروکه بدهید تا منتقل شود..



درخواست انتقال به متروکه

‌‌‌

○● قلمتان سبز و ماندگار●○

«مدیریت تالار ادبیات»
‌‌‌‌‌
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
در امتدادِ آغو*ش، صدایی از بی‌زمانی می‌آید.
مادر، نه فقط حضور، بلکه خاطره‌ای‌ست که در رگ‌های جهان جاری‌ست.
این روایت، قصه‌ی کسی‌ست که در نبودِ مادر، هنوز در آغو*ش اوست.
بی‌آن‌که بداند، بی‌آن‌که بگوید.
فقط حس می‌کند، مثل بوی نان در صبحِ بی‌نام.
 
آخرین ویرایش:
مادر را در دلِ آغو*ش دیدم، پناهی بی‌مرز.
هر گرما، قصه‌ای از بودن بود، بی‌ادعا.
او را در دلِ نوازش نوشتم، شعری بی‌قافیه.
با هر لم*س، جهان آرام‌تر شد.
مادر را در دلِ آغو*ش جا دادم و خودم را یافتم.
 
آخرین ویرایش:
او را در دلِ صدا دیدم، لالایی‌ای بی‌پایان.
هر واژه، نغمه‌ای از عشق بود، بی‌صدا و بی‌نقاب.
مادر را در دلِ زمزمه نوشتم، موسیقیِ بی‌ساز.
با هر ناله، آرامش را لم*س کردم.
مادر را در دلِ صدا بو*سیدم و خوابم برد بی‌هراس.
 
آخرین ویرایش:
مادر را در دلِ خاک دیدم، ریشه‌ای بی‌پایان.
هر ذره، قصه‌ای از بودنِ او بود.
او را در دلِ زمین نوشتم، آغوشی بی‌زمان.
با هر لم*س، گرمایش را حس کردم.
مادر را در دلِ خاک جا دادم و هنوز زنده بود.
 
آخرین ویرایش:
او را در دلِ اشک دیدم، قطره‌ای از عشق.
هر گریه، آبی بود برای گل‌های خاطره.
مادر را در دلِ اشک نوشتم، بارانی بی‌ابر.
با هر قطره، لبخندش را دیدم.
مادر را در دلِ گریه بو*سیدم و آرام شدم.
 
آخرین ویرایش:
مادر را در دلِ شب دیدم، نوری بی‌پایان.
هر تاریکی، سایه‌ای از حضورش بود.
او را در دلِ ستاره نوشتم، چشمکی از عشق.
با هر نگاه، آغوشش را حس کردم.
مادر را در دلِ شب جا دادم و روشن شدم.
 
آخرین ویرایش:
مادر را در دلِ نبود دیدم، حضوری بی‌جسم.
هر نبود، بودنی دیگر بود، بی‌صدا و بی‌نام.
او را در دلِ فاصله نوشتم، پلی از اشتیاق.
با هر دوری، نزدیکی‌اش را حس کردم.
مادر را در دلِ نبود جا دادم و پر شدم از بودن.
 
آخرین ویرایش:
او را در دلِ نامه دیدم، واژه‌هایی بی‌پاسخ.
هر خط، ناله‌ای از دلتنگی بود.
مادر را در دلِ کاغذ نوشتم، عطری از خاطره.
با هر جمله، آغوشش را لم*س کردم.

مادر را در دلِ نامه بو*سیدم و گریه کردم بی‌صدا.
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین