مجموعه اشعار جغرافیای عشق | اثر ریپر

دل را به موج موهبتت باختم، نشد
تقدیر خواست خنده به رویم بخندد و
من ماندم و غبار نفس‌هام بی‌تو باز
دنیا بی‌تو پُر شده از حرف‌های نو
 
آخرین ویرایش:
هر شب بدون دیدنت از شب گذشته‌ام
دیوار دلم از غمت آرام شکسته‌ام
گفتی صبور باش، ولی این چه صبری‌ست
من سال‌ها به پای همین حرف نشسته‌ام
 
آخرین ویرایش:
نامت که می‌رسد به لبم، شعر می‌شوم
بر هر کجای دفتر دل، نقش می‌شوم
با من بمان که بی‌تو فقط آفتاب نیست
بی‌تو به سایه‌ای تهی از عشق می‌شوم
 
آخرین ویرایش:
در سطرهای شعر، تویی جان تازه‌ام
در خنده‌های توست همه رویای بازم
با هر نسیم نام تو می‌ریزد از هوا
ای فصل عاشقانۀ من، مهربان‌کم
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یاد تو بال‌های مرا تازه می‌کند
دور از تو هر غروب مرا گریه می‌کند
ای کاش می‌رسیدی و می‌دیدی این دلم
هر ثانیه نبودنت را چه می‌کند
 
آخرین ویرایش:
هر جای این جهان بروی، غرق غربتی
برگرد سوی من که وطن چیز دیگری‌ست
بی‌تو تمام وسعت دنیا قفس شده‌است
با تو هوای هر نفسم رنگ شاعری‌ست
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
دیگر امیدِ آمدنت از دلم نرفت
هر شب خیال دیدنت از نگاهم گذشت
گفتم که با نبودنت آرام می‌شوم
اما غم تو از دل من دست برنداشت
 
آخرین ویرایش:
چشمم همیشه سمت در بی‌صدای توست
قلبم اسیر خاطرۀ جان‌فدای توست
با هر تپش، نبودنت آشوب می‌کند
دنیا فقط خلاصه به یک ردپای توست
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
رفتی و با تو نیمۀ جانم جداماند
رفتی و بی‌تو حال دلم بی‌صدا ماند
گفتم که برمی‌گردی و آرام می‌شوم
اما نفس، به وعدۀ تو مبتلا ماند
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
دور از تو هرچه هست پریشانی و سکوت
دنیا بدون چشم تو بی‌معنی‌ست، ثبوت
یک بار دیگر از نفست رد شو از دلم
شاید دوباره زنده شود این دل کبود
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین