مجموعه اشعار جغرافیای عشق | اثر ریپر

در شعرهایت از من عاشق چه مانده است؟
از کوچه‌های خستۀ دلتنگ، مانده است
با هر صدای قلب تو، در من شکوفه‌ای‌ست
این عشق، بی‌تو ریشه به اندوه رانده است
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
ای کاش خنده‌ات برسد بر لبان من
یک لحظه هم که شده بیاید زمان من
دنیا بدون بودن تو دور می‌شود
دنیا کنار توست که می‌ماند به جان من
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
درد از نبودن تو در این سینه می‌رسد
شب تا به صبح در دل من کینه می‌رسد
اما تو را شمرده‌ام و دوست می‌برم
حتی اگر نبودنت آیینه می‌رسد
 
آخرین ویرایش:
وقتی که نیستی، همه‌چیزم خراب می‌شود
شب با غمت به عمق جنون مستجاب می‌شود
با بودن تو حال دلم خوب می‌شود
برگرد که درد بی‌تو بی‌انتخاب می‌شود
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
بی‌تو هوای سینه نفس‌گیرتر شده‌است
هر جای خانه جای تو خالی‌تر شده‌است
اما امید دیدنت آرام می‌رسد
دردی که با نگاه تو شیرین‌تر شده‌است
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
اشکم شبیه رود به دریا رسیده‌است
نامت مثل نسیم به رویا رسیده‌است
گفتم تمام می‌شود این درد بی‌کسی
دیدم که با غمت، به فردا رسیده‌است
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
شب‌های بی‌تو خواب مرا پس گرفته‌اند
تمام خاطرات تو را پس گرفته‌اند
یک روز می‌رسی و دلم زنده می‌شود
این آرزو قدم به قدم بس گرفته‌است
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
هر صبح نام تو به دلم جان دوباره داد
هر شب خیال تو به شبم نور تازه داد
از دور می‌رسی و من از هم نمی‌پرم
این عشق با نفسّ تو یک عمر ادامه داد
 
آخرین ویرایش:
لبخند تو شبیه نسیمی‌ست جان‌فزا
بودن، کنار توست برای من دوا
هر لحظه از نبودنت آشوب می‌شود
هیچ‌کس نمی‌رسد شبیه آرامش تو را
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
از دست رفته‌ام به هوای رسیدنت
دل داده‌ام تمام جهان را به دیدنت
بی‌تو جهان من همگی سرد و ساکت است
گرماست آن دمی که بیایی به سمت من
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین