اختصاصی صندوقچه AMINKHAN

سوریه عالی، فلسطین خوب، لبنان نیز هم
اندکی هم فکر ایران باش، ایران نیز هم

احترام سفره خیلی کمتر از سجاده نیست
نان اگر پیدا شود در خانه، ایمان نیز هم

طبق قانون حمایت از حقوق گوسفند
گرگ‌ها از گله می‌بردند، چوپان نیز هم

روزگار عمر ما را گر بخواهی از نخست
شد بهارش طی، خزانش طی، زمستان نیز هم

پیر ما در بحث پوشش پافشاری کرد و گفت:
روسری‌ها را که بردارند، تنبان نیز هم

پای حوا که در میان آمد از روز نخست
آدم از چشم خدا افتاد، شیطان نیز هم

من نمی‌دانم چرا میخانه‌ها را بسته‌اند؟!
کشور ما ارمنی دارد، مسلمان نیز هم

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
دوره‌ی حافظ چنین بوده است، الان نیز هم

آه مظلومان اگر روزی بگیرد در زمین
خانه‌ی ملت بسوزد، خانه‌ی خان نیز هم

شیخ، راه انتشار شعر مسلم را نبند

ختم ما حافظ نمی‌خوانند، قرآن نیز هم
 
قبل ما لاله به خونین جگری شهرت داشت
بعد از این لاله به دلداری ما می آید ...
 
آدم وقتی چیزی رو فهمیده، دیگه نمی تونه ندونه!
وقتی که فهمیدم چشم های زیبایی داری، وقتی که فهمیدم گودی انگشتات همیشه گرمه، وقتی که فهمیدم موقع لبخند زدن چشات ریز میشه، دیگه بعد از اون نتونستم ندونم!...
میدونی چیه ؟
آدم می تونه نخواد، می تونه نره، می تونه بمیره، می تونه سکوت کنه، می تونه بخوابه، می تونه خودش رو حبس کنه!
اما نمی تونه وقتی که چیزی رو فهمید، دیگه نفهمه...
اگر می تونستیم چیزهایی رو که می دونیمو فراموش کنیم، تحمل زندگی راحت تر بود.

لعنتی کاش نمیدونستم!
 
بعضی از آدم‌ها ترجمه‌شده‌اند
بعضی از آدم‌ها فتوکپی آدم‌های دیگرند
بعضی از آدم‌ها با چند درصد تخفیف به فروش می‌رسند
بعضی از آدم‌ها فقط جدول و سرگرمی دارند
بعضی از آدم‌ها خط‌خوردگی دارند
بعضی از آدم‌ها را چندبار باید بخوانیم تا معنی آن‌ها را بفهمیم
و بعضی از آدم‌ها را باید نخوانده کنار بگذاریم...


از روی بعضی از آدم‌ها باید مشق نوشت
از روی بعضی‌ها جریمه!
 
وقتی می‌گم «دلم برات تنگ شده»، دارم در مورد الان صحبت می‌کنم. نه یه لحظه قبل، نه یه لحظه بعد. این‌که دلتنگیم رو به زبون میارم یعنی انقدر دوریت رو توی خودم ریختم که از نبودنت لبریز شدم. برای من دلتنگی یعنی همین الان. یعنی اگه امروز برای دیدنت به هر دری می‌زنم معنیش این نیست که هروقت یادم افتادی از دیدنت همین‌قدر خوش‌حال می‌شم. شاید اون روز خیلی دیر شده باشه. این روزا می‌گذره، من تنهاییم رو با یه تنهایی بزرگ‌تر عوض می‌کنم، اما تا ابد دلتنگ نمی‌مونم. آدم به همه‌چی عادت می‌کنه. حتی به تنهاییش، حتی به دلتنگیش...
 
دلبستگی ...
ربط عجیبی ...
با آدم های بلاتکلیف دارد...
می نشینی و می گذاری ...
یک آدم طول و عرض علاقه ات را ..
بارها برود و برگردد...
گاهی با وعده های شیرین..
گاهی با دروغ های شاخ دار...
گاهی با توهین و تمسخر...
گاهی حتی با خواهش...
جاپای بلاتکلیفی اش ...
مسیر لطیف علاقه ات را ...
سخت و ناهموار می کند...
یک روز خسته می شود ...
و بی هیچ توضیح مشخصی می رود...
آن روز به طرز وحشتناکی ...
احساس حماقت می کنی...
برای روزهایی که نشستی ...

و تماشا کردی...
 
- نخوابیدی هنوز که !
+ نه بابا خوابم ما رو ول کرده رفته.
- کجا..؟
+ چه می‌دونم، همونجا که آدما وقتی کسی رو ترک می‌کنن میرن، هیچ‌وقت هم برنمیگردن.
- اما این یکی برمیگرده نه؟
+ شاید، ولی اگه بخواد برگرده باید با یکی برگرده.
- با کی؟

+ با همونی که خوابم رو با خودش برده...
 
دلتنگى هاى آخرِ شبِ هر كس،
هیچ شعبه ى دیگرى ندارد!
یكى عكس میبیند...
یكى آهنگ گوش میدهد...
دیگرى پیغامها را مرور میكند...
یكى...

انتخاب با شماست!
 
عقب
بالا پایین