عمومی‌روانشناسی چرا کمالگرا می‌شویم و در زندگی معیار‌های سختگیرانه داریم؟

10. نیاز شدید به تأثیرگذاری بر دیگران​

این یعنی ارزش تو وابسته به تصویری است که دیگران از تو می‌بینند. می‌خواهی تحسین‌شده، بینقص، شکست‌ناپذیر و مثال‌زدنی باشی. عملاً داری نقش «ابرانسان» را بازی می‌کنی. اما این نیاز تشنه‌ی تأیید، هرگز سیراب نمی‌شود، چون همیشه یک نفر هست که بیشتر از تو تحسین شود.
 

11. احساس بی‌ارزشی​

این یک باور عمیق و قدیمی است: «من در ذات خود بی‌ارزشم». مثل سنگی که در ته رودخانه افتاده. کمال‌گرایی تلاش می‌کند با دستاوردهای بزرگ این سنگ را بپوشاند، اما لحظه‌ای که کاری ناقص انجام شود، سنگ دوباره نمایان می‌شود. به همین دلیل فرد هیچ‌وقت از خودش راضی نیست.
 

12. احساس "من کافی نیستم"​

شبیه بی‌ارزشی اما دقیق‌تر: یعنی همیشه یک کمبود خفیف اما دائمی حس می‌شود. حتی وقتی موفقیت بزرگ می‌آید، ذهن می‌گوید: «بله ولی هنوز یه چیزی کمه». کمال‌گرا فکر می‌کند با رسیدن به استاندارد بعدی (فلان مدرک، فلان وزن، فلان درآمد) این احساس رفع می‌شود، اما هیچ‌وقت رفع نمی‌شود.
 

13. ترس از مورد انتقاد و قضاوت قرار گرفتن​

نظر منفی دیگران برای این فرد نه یک بازخورد، بلکه یک حمله‌ی شخصی است. کسی که از قضاوت می‌ترسد، مدام صدای دیگران را در سرش می‌شنود که دارند ایراد می‌گیرند. او انقدر خرج انرژی می‌دهد که «نقطه ضعفی برای حمله باقی نگذارد» که فرسایشی‌ترین شکل زندگی است.
 

14. ترس از به اندازه کافی خوب نبودن​

این ریشه‌ی اصلی و مشترک تقریباً همه موارد بالاست. ترس از این که «شاید من واقعاً همان آدم نالایقی باشم که همیشه می‌ترسیدم هستم». کمال‌گرایی آخرین سنگر دفاعی در برابر این ترس است: «اگر کامل باشم، کسی نمی‌تواند بگوید خوب نیستم». اما هیچ‌کس نمی‌تواند همیشه کامل باشد، پس ترس همیشه زنده می‌ماند.
 
عقب
بالا پایین