کافه کتاب کتاب‌هایی که میخوانیم!

خواست تنهایی مارا به رخ ما بکشد
تنه‌‌ای بر درِ این خانه‌ تنها زد و رفت.

- هوشنگ ابتهاج
 
فکر می‌کردم آدم وقتی بزرگ می‌شود هیچ‌وقت گریه نمی‌کند. اما حالا می‌فهمم که در حقیقت وقتی آدم بزرگ می‌‌شود و ار ته توی کار سر در می‌آورد تازه گریه‌اش می‌گیرد و دلش به درد می‌آید.

کمدی انسانی - ویلیام سارویان
 
افسردگی‌ام به حدی نیست که دست به خودکشی بزنم، اما از مرگ نیز ترسی ندارم.

مسئله مرگ و زندگی - اروین د یالوم
 
در لحظه‌هایی که بیش از همیشه نیاز به بودن کسی داشتم، هیچ‌کس نبود. همیشه تنها ماندم.

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد - اوریانا فالاچی
 
وحشت را در صورتی می‌توان تحمل کرد که نادیده‌اش بگیریم؛ اما اگر بهش فکر کنیم کشنده است.

در جبهه غرب خبری نیست - اریش ماریا رمارک
 
قبل از آشنایی با تو آدم تنهایی بودم و اگر طردم کنی
از آن هم تنهاتر می‌شوم.

دوست بازیافته - مهدی سحابی
 
این را در خاطر داشته باشید: سکوتی که شما تجربه می‌کنید با سکوتی که دیگران تجربه می‌کنند فرق دارد. هرکس سکوت خود را دارد.

در ستایش سکوت - ارلینگ کاگه
 
آدم‌ها همیشه فکر می‌کنند تنهایی چیزی برای فرار کردن است، اما گاهی تنهایی فرصتی‌ست برای شنیدن صدای درون خود، صدایی که در میان شلوغی‌ها گم شده.

غرور و تعصب - جین آستین
 
آیا مفهوم زندگی این بود که آدم شاهد رجاله‌بازی یک دسته مادرقهبه بشود؟

- از نامه صادق هدایت به شهید نورایی
 
- خیلی خسته به‌نظر می‌رسی.
+ خسته‌ام؛ ولی حق ندارم خسته باشم.

وداع با اسلحه - ارنست همینگوی
 
عقب
بالا پایین