کافه کتاب کتاب‌هایی که میخوانیم!

آیا مفهوم زندگی این بود که آدم شاهد رجاله‌بازی یک دسته مادرقهبه بشود؟

- از نامه صادق هدایت به شهید نورایی
 
هرگز فورا بدبختی کسی را باور نکنید. بپرسید که می‌تواند بخوابد یا نه؟ اگر جواب مثبت باشد، همه‌چیز روبراه است.

سفر به انتهای شب - لویی‌فردینان سلین
 
حتی در اردوگاه مرگ، انسان‌ها گاهی لبخند می‌زنند. شاید فقط برای این‌که به خودشان یادآوری کنند هنوز زنده‌اند.

شب - الی ویزل
 
امید، آخرین پناهِ بی‌پناهان است. وقتی هیچ چیزی برای از دست دادن نداری، هنوز می‌توانی امیدوار باشی.

پرندگان می‌روند در پرو بمیرند - رومینا پالاچیو
 
چیزی نیست، عبارتی‌ست که آن را می‌گوییم وقتی که درون‌مان لبریز از همه چیز است.

- محمود درویش
 
در جنگ همیشه حق با کسی نیست، اما همیشه
زخم برای همه هست.

کشتن مرغ مقلد - هارپر لی
 
کلمات همیشه اندکی از معنا را منتقل می‌کنند. بهترین چیزها را نمی‌توان گفت، تنها می‌توان در سکوت با آن‌ها زیست.

هرمان هسه - دمیان
 
تو هیچ‌وقت واقعاً نمی‌تونی کسی رو بفهمی، مگر این‌که کفش‌هاشو بپوشی و باهاش راه بری.

کشتن مرغ مقلد - هارپر لی
 
من از کلماتِ انتزاعی مثل شکوه، افتخار، شهامت، و قربانی بیزارم. تنها چیزی که از جنگ فهمیدم، این بود؛ زخم، درد، و مرگ.

وداع با اسلحه - ارنست همینگوی
 
حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن.

- سیدعلی صالحی
 
عقب
بالا پایین