مشاعره | مشاعره با اشعار فاضل نظری|

نفس کشیدن وقتی که استخوان به گلو
نگاه کردن وقتی که در نگاهت خار!
 
یک روز دیگر کم شد از عمرت، خدا را شکر!
امروز قدری کمتر از دیروز دلتنگی
 
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر… نه!
 
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر… نه!

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند، نشد
آه! تصویر تو هرگز به تو مانند نشد
 
در فکر فتح قله قافم که آنجاست
جایی که تا امروز برآن پرچمي نيست
 
تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت
رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت
 
عقب
بالا پایین