مشاعره | مشاعره با اشعار فاضل نظری|

من راضیم به مرگ مرا زجر کش نکن
درد فراق بیشتر است از توان من
فاضل نظری
 
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاق‌ترم یا تو به من؟

" فاضل نظری "
 
نه می‌دانم چرا بار سفر بستم که بگشایم
نه می‌دانم کجایم تا ز راه رفته بازآیم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: CarNeliaN
هر چند که از شهر خودم کوچ نکردم
در بی‌وطنی نیستم از چلچله‌ها کم
 
مرا قیاس مکن با خودت که من هرگز
به اسم عشق به تنهایی‌ات نیفزودم
فاضل_نظری
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: CarNeliaN
من از خاطر نبردم هرگز اقیانوس بودن را
کنون شاید کویر اما هنوز از دور دریایم
 
من پریشان‌ترم از آنم که تو می‌پنداری

هرچه می‌خواهمت از یاد برم ممکن نیست
من تو را دوست نمی‌دارم اگر بگذاری

موجم و جرأت پیش آمدنم نیست، مگر
به دل سنگ تو از من نرسد آزاری

بی‌سبب نیست که پنهان شده‌ای پشت غبار
تو هم ای آینه از دیدن من بیزاری؟!
 
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

فاضل_نظری
 
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم
 
عقب
بالا پایین