تهش فروزش شد همان یک نگاه.
- که هیس از هر سکوتی بی فراز.
تهش فروزش شد همان یک نگاه.
- که هیس از هر سکوتی بی فراز.
من گمیده نشدهام.من نیز دلم برای سودایم تنگ شده
اما چند روز است گمیدم او را
دیدگانتان ضعیف استبیدارم ولی دیدم دوستان هستن و گفتم برم.
تهش فروزش شد همان یک نگاه.
من میکویم بیاید به مولوی و سعدی و حافظ و بر و بچ هم خبر بدهیم تا همه مستفیض شوندچه دنیایِ کثیفی!
نظرت به یک خشم شب چیست؟
پتو پیچش کنیم
تا فردوسی خویش به خدمتش برسد؟
گمیده مخفف گم شدستمن گمیده نشدهام.
گمیده چیه؟
فقط چند روز نبودم!
چقدر ادبیات رنگ عوض کرده.
کاش فروزش بیخیال ما شود باز.
- که از بس مفرح هست نگاه او باز.
به چه اش بنگرم؟فردوسی را رها کن
به فروزش فقط بنگر
باشد که در پل صراط فردوسی تشویقت کند:
زهرا باید رد بشه زهرا باید رد بشه
اگر دیدگان بود که دگر هیس نبود.دیدگانتان ضعیف است
چشم پزشکی بروید