محفل ادبی {دیالوگ‌‌های دلنشین}

تو عزیز دل هزاران نفر می‌شوی
اما عزیز دلِ عزیزت نیستی.
و این غم انگیز است.

عباس_معروفی
 
خاطراتی که آدمهایش رفته اند،دردناکند
ولی خاطراتی که آدمهایش حضوردارند اما
شبیه گذشته نیستند به مراتب دردناکترند.

کتاب صد سال تنهایی
از گابریل_گارسیا
 
پرسیدند: آیا او را تا حد مرگ دوست داری؟
-گفتم: بالا قبرم از او سخن بگویید و ببینید چطور مرا زنده می‌کند.

محمود_درویش
 
از نامه‌های نیما_یوشیج به همسرش

می‌پرسی با کسالت و بی‌خوابی شب چطور به سر می‌برم؟
مثل شمع: همین که صبح می‌رسد
خاموش می‌شوم و با وجود این،
استعداد روشن شدن دوباره در من مهیا است.🖤🎀
 
تو خوابِ روز های روشن خود را ببین ای‌ دوست؛
شبت خوش!گر چه امشب نیز من تا صبح بیدارم

فاضل‌نظری.
 
در دشتِ توهّم، جهتی نیست معیّن
ما را چه ‌ضرور است بدانیم، ‌کجاییم!
بیدل_دهلوی
 
گفت:
اَشـك‌‌هـا چيستند؟
گفتم:
اشك‌‌هـا،
تنفسِ روح‌انــد

هَـرگـاه دِلتَنگى افـزون شود
آدَمى با چِشم‌هايـش
نفس مى‌كِشَد!
 
احمدشاملو میگفت:

عجب دنیاییست !

در کلّه پزی ها هم زبان از مغز گرانتر است

درست مثل جامعه !

که چرب زبانها از عاقلان ارزشمندترند!
 
حالا فهمیده ام که اشتباهم کجا بوده، بله یک جای کار میلنگید. همه چیز واضح بود، نقشه من مثل روز روشن بود: خشنم، مغرورم و هیچ نیازی به تسلی خاطر احدی ندارم و در سکوت رنج میکشم.
-فيودور داستایفسکی | نازنین
 
برای کشف ذهنیات مردم به خودت زحمت نده، بهترین کسانت را از دست میدهی!
ذهن مردم با ظاهرشان خیلی فرق دارد .🌂🎩

احمدمحمود
 
عقب
بالا پایین