محفل ادبی {دیالوگ‌‌های دلنشین}

  • یه دیالوگ رو شنیدم که میگفت :
    « هر چقدر بیشتر بخشیدمت ، از اون
    به بعد همونقدر کمتر دوستت داشتم »
    عمیقاً می‌فهمم از چی حرف می‌زنه :)
 
  • ورتر : برایم شعری بخوان که حالم خوب کند
    شارلوت : در آغوشت می گیرم ، این شعری است که دوست دارم برایت بخوانم....
 
  • خسرو شکیبایی ‏یه دیالوگ داره که میگه :
    «‏نمی دونم کی بود چی چی بود
    که یهو دوید تو زندگیم‏ با اون چشاش
    آخ چشاش ... چشاش... آتیشم زد»
    ‏آدم تا سرش نیومده باشه نمیفهمه چی میگه
 
  • چه دیالوگ قشنگی بود که میگفت :
    اگه دلت برای کسی تنگ میشه
    دلیل نمیشه اونو به زندگیت برگردونی
    چون دلتنگی بخشی از رفتنه . . .
 
  • میگفت تازه این دیالوگ قهرمان زندگی ترند شده بود :
    همه استوری ها این بود که من قهرمان زندگی مو تو آینه میبینم...
    اولش نفهمیده بود ک ینی چی ولی وقتی رفته بود جلو اینه و خودش رو دیده بود لبخند خیلی قشنگی زد :)))
 
  • میگفت:
    از خدا پرسیدم چرا باید ارزو کنیم وقتی سرنوشتمان از قبل نوشته شده است
    و خدا گفت:
    شاید در برخی جاها نوشته ام هر چه ارزو کند✨💫
 
  • بهم گفت جای زخماتو نشون بده
    گفتم چرا؟
    گفت میخوام بدونم چند بار بهم نیاز داشتی و من نبودم
 
  • یه دیالوگی بود تو سریال زخم کاری میگفت:
    بعضی چیزا آخرش شاید خوب نباشه،
    ولی قشنگه ..
    و چه آدمایی که میدونستیم رابطه با اونا آخرش خوب نیست، ولی حفظش کردیم
    چون روز و شبمون با اونا قشنگ بود ….!:)🎀🚬
 
  • آل پاچینو یه دیالوگ داره تو فیلمِ
    ((بوی‌خوش یک زن))که میگه ؛
    همیشه می‌دونستم راه درست کدومه
    ولی انتخابش نکردم چون اون راه لعنتی
    خیلی سخت بود . . .
    کاش یه بار برای همیشه‌ با تموم وجود
    برای چیزی‌ که میخوایم‌ بجنگیم‌ ...✨
 
  • بعد یه مدت فهمیدم که فقط شکستن قوانین،
    کافی نیست. باید به قدری قوی باشی که بتونی قوانین خودتو بسازی...
 
عقب
بالا پایین