محفل ادبی {دیالوگ‌‌های دلنشین}

  • ۹۷. «بی‌خیال شدن از تو آسان نبود؛ هنوز هم نیست.»


 
  • ۹۸. «تو شبیه هیچ‌کس نبودی؛ برای همین سخت فراموش می‌شوی.»


 
  • ۹۹. «هرچه گذشت، نشان داد که دل، بیشتر از عقل می‌فهمد.»


 
  • ۱۰۰. «تو را نمی‌نویسم… تو را زندگی می‌کنم.»

 
هرچقدر نوشتم همه رنگ و چاپ
برای هیچکس لرزش دستانم مهم نبود.
 
قرار مان سر همان ساعت
که تو شکستی می ماند.
 
خاکستری ام از دود روزگاری که سوخت.
 
درد نبودنت از من هم گذشته
آستین لباس هایم نبودنت را می گریند.
 
  • ۱۰۱. «آدمی بیشتر از آنچه زندگی می‌کند، در ذهنش زندگی می‌کند.»
 
  • ۱۰۲. «حقیقت گاهی آن‌قدر ساده است که انسان ترجیح می‌دهد آن را نبیند.»
 
عقب
بالا پایین